شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵
خانه داری

« مدرسه چه خبر؟»؛ گفت‌وگو یا بازپرسی؟

« مدرسه چه خبر؟»؛ گفت‌وگو یا بازپرسی؟
آریا بانو - خراسان/ چرا پرسش‌های پیاپی والدین بعد از مدرسه، کودک را به سکوت و پنهان‌کاری سوق می‌دهد؟ هر روز، بعد از بازگشت کودک از مدرسه به خانه و پیش از آنکه نفسی تازه ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - خراسان/ چرا پرسش‌های پیاپی والدین بعد از مدرسه، کودک را به سکوت و پنهان‌کاری سوق می‌دهد؟
هر روز، بعد از بازگشت کودک از مدرسه به خانه و پیش از آنکه نفسی تازه کند، سیل پرسش‌ها به سویش سرازیر می‌شود: «امروز چیکار کردی؟ معلم چی گفت؟ کی اذیتت کرد؟ نمره‌ات چند شد؟ چرا فلانی با تو حرف نزد؟» آنچه در ظاهر «جویا شدن از احوال کودک» است، در بسیاری از موارد به «بازجویی» شبیه است؛ فرایندی که به جای آرامش، فشار و اضطراب به همراه دارد و والدین بی آنکه متوجه باشند، دیوارهای گفت‌وگو را یکی پس از دیگری بالا می‌برند.
نیاز کودک بعد از مدرسه
کودک پس از چند ساعت حضور در مدرسه، از نظر شناختی و هیجانی خسته است. او در تمام این ساعت‌ها مجبور بوده تمرکز کند، نظم را رعایت کند، با همسالانش کنار بیاید و انتظارات معلم را برآورده کند. طبیعی است که به زمان و فضایی برای تخلیه هیجان و بازیابی انرژی نیاز داشته باشد. وقتی والدین بلافاصله پس از بازگشت، او را در معرض پرسش‌های پیاپی و جزئی قرار می‌دهند، کودک احساس می‌کند در دادگاه نشسته و باید گزارش عملکرد بدهد. این وضعیت به تدریج او را به سکوت، پنهان‌کاری یا پاسخ‌های کلیشه‌ای «خوب بود» و «هیچی» سوق می‌دهد؛ همان پاسخ‌هایی که والدین را بیش از پیش نگران و مصمم به پرسیدن می‌کند و چرخه‌ای معیوب شکل می‌گیرد: هرچه بیشتر می‌پرسیم، کمتر می‌شنویم و هرچه کمتر می‌شنویم، بیشتر می‌پرسیم.
وقتی خانه جای امنی برای حرف‌زدن نیست
بازجویی مستمر پیامدهای روان‌شناختی روشنی دارد. نخست، کودک می‌آموزد که ارزش او به «خوب بودن» وابسته است، نه به خودِ واقعی اش؛ پیامی پنهان که می‌تواند سال‌ها در ساختار عزت نفس او باقی بماند. دوم، اعتماد به نفس او آسیب می‌بیند، زیرا همواره احساس می‌کند زیر ذره‌بین است و ممکن است اشتباهی کرده باشد. سوم، مهارت خودافشایی طبیعی او تضعیف می‌شود؛ کودکی که هر روز بازپرسی شود، یاد می‌گیرد احساساتش را پنهان کند و این پنهان‌کاری در نوجوانی به الگویی رفتاری تبدیل می‌شود. چهارم، رابطه والد و کودک به رابطه‌ بازپرس و متهم تبدیل می‌شود و صمیمیت جای خود را به احتیاط می‌دهد. در چنین فضایی، کودک به جای آنکه خانه را مکانی امن بداند، آن را جایگاهی برای بازجویی می‌بیند.
۵ تکنیک برای شنیدن حرف‌های بیشتر
۱. نخست، ۲۰ دقیقه سکوت| اجازه دهید کودک کیفش را زمین بگذارد، غذایش را بخورد و کمی استراحت کند؛ بعد پرس‌وجو را آغاز کنید. کودکی که خسته است، راوی قابل‌اعتمادی نیست.
۲. پرسش‌های بسته را با پرسش‌های باز جایگزین کنید| به جای آنکه بپرسید «نمره‌ات چند شد؟»، بگویید: «امروز چه چیزی بیشتر از همه خوشحالت کرد؟» یا «اگر قرار باشد فقط یک لحظه از امروز را تعریف کنی، کدام لحظه را انتخاب می‌کنی؟» چنین پرسش‌هایی باب گفت‌وگو را می‌گشایند، نه آنکه آن را مسدود کنند.
۳. نوع پرسش را تغییر دهید| به جای «امروز چه کار کردی؟» بپرسید «امروز چه احساسی داشتی؟» مثلاً بگویید: «امروز بیشتر چه احساسی را تجربه کردی؟» این پرسش، کودک را از فضای گزارش‌دهی خارج می‌کند و به بیان احساسات سوق می‌دهد؛ این همان مهارتی است که سنگ‌بنای هوش هیجانی به شمار می‌رود.
۴. یک سوال بپرسید| تنها یک پرسش مطرح کنید و سپس سکوت اختیار کنید. ضرورتی ندارد همه جزئیات را همان روز بدانید. یک پرسش بپرسید و بعد سکوت کنید؛ سکوت شما، فرصتی است تا کودک نفس تازه کند.
۵. درِ گفت‌وگو را به روی خود نبندید| اگر کودک گفت «حوصله ندارم»، به جای سرزنش و گفتن «همیشه فرار می‌کنی!» بگویید: «باشه، هر وقت خواستی، من هستم تا به صحبت هایت گوش دهم.» همین یک جمله ساده، احساس امنیت ایجاد می‌کند.
وقتی نگران فرزندمان هستیم چه کنیم؟
اگر نشانه‌ای از قلدری، افت تحصیلی یا گوشه‌گیری دیدید، به جای بازجویی روزانه، در فرصتی آرام (مثلاً موقع پیاده‌روی یا شام) بگویید: «چند روزه حس می‌کنم چیزی اذیتت می‌کند. دوست داری درباره‌اش حرف بزنیم؟ من کمکت می‌کنم.» بعد بدون نصیحت و بدون قضاوت گوش کنید. تجربه نشان داده کودک وقتی مطمئن شود حرفش به سرزنش یا واکنش تند منتهی نمی‌شود، خودش باب گفت و گو را باز می‌کند. درست است که سوال کردن از کودک نشانه علاقه است، اما شیوه پرسیدن سرنوشت رابطه را تعیین می‌کند. خانه باید پناهگاه باشد، نه اتاق بازپرسی. اگر می‌خواهیم کودک مان در نوجوانی نیز با ما حرف بزند، باید از همین امروز به جای بازجویی، شنونده‌ای امن باشیم؛ شنونده‌ای که کودک بداند می‌تواند بی‌ترس از قضاوت، احساساتش را با ما در میان بگذارد.
نویسنده: سعیده سادات اکبرزاده | کاندیدای دکتری تخصصی روان‌شناسی


نظرات شما