چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
فرهنگی هنری

«نیم‌شب»؛ وقتی بحران تمام می‌شود، زندگی با زخم‌هایش ادامه دارد

«نیم‌شب»؛ وقتی بحران تمام می‌شود، زندگی با زخم‌هایش ادامه دارد
آریا بانو - برنا / فیلم «نیم‌شب» ساخته محمد حسین مهدویان با روایتی نو از وقایع جنگ ۱۲ روزه به جشنواره فیلم فجر آمد فیلمی قابل تأمل، که بیش از آن‌که در بازسازی خود بحران ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - برنا / فیلم «نیم‌شب» ساخته محمد حسین مهدویان با روایتی نو از وقایع جنگ ۱۲ روزه به جشنواره فیلم فجر آمد فیلمی قابل تأمل، که بیش از آن‌که در بازسازی خود بحران موفق باشد، در ثبت لحظات انسانیِ حاشیه بحران جان می‌گیرد؛ لحظاتی که ملموس‌تر و ماندگارتر از شعار‌ها و استعاره‌های بزرگ عمل می‌کنند.
«نیم‌شب» از نخستین فیلم‌هایی است که به جنگ دوازده‌ روزه اخیر نزدیک می‌شود؛ نه از زاویه میدان نبرد، بلکه از دل شهر، از خیابان‌های تهران و در همسایگی بیمارستان ها. انتخابی که به‌خودیِ خود هوشمندانه است، چون فیلم به‌جای تصویر قهرمانی‌های بیرونی، بر اضطراب، بلاتکلیفی و انتخاب‌های انسانی در دل یک بحران ناگهانی تمرکز می‌کند. داستان فیلم بر پایه روایتی واقعی شکل گرفته است و همین نزدیکی به واقعیت، در نقطه شروع، به آن وزن و کشش دراماتیک می‌دهد.
محمدحسین مهدویان از فیلم‌سازانی است که نامش با تاریخ معاصر و بازسازی رویداد‌های واقعی گره خورده، از «ایستاده در غبار» تا «ماجرای نیمروز»، او همواره به روایت های واقعی وفادار مانده و کوشیده وقایع سیاسی و تاریخی را با زبان سینما بازخوانی کند؛ وفاداری‌ای که گاه به قدرت آثارش انجامیده و گاه، به قیمت ساده‌سازی یا تأکید بیش از حد بر پیام، به درام لطمه زده است. «نیم‌شب» نیز ادامه همین مسیر است؛ فیلمی که میان واقع‌گرایی، هیجان و دغدغه‌های انسانی در نوسان است.
بازار
فیلم روایت خود را با سقوط یک موشک در حوالی یوسف‌آباد آغاز می‌کند؛ حادثه‌ای که به تخلیه دو بیمارستان و شکل‌گیری بحرانی فوری منجر می‌شود. مهدویان به‌خوبی می‌داند چطور فضای اضطراب و استرس خلق کند؛صدای آژیرها، رفت‌وآمد نیروها، نگرانی بیماران و فشار تصمیم‌گیری‌های فوری. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که فیلم‌ساز هم‌زمان می‌خواهد چند مسیر را با هم برود؛ هم یک تریلر پرتنش بسازد و هم یک درام انسانی با لایه‌های اخلاقی و ایدئولوژیک. این دو مسیر همیشه به‌درستی به هم نمی‌رسند و همین، فیلم را از یک‌دستی دور می‌کند.
ایده مرکزی فیلم جذاب است، اما روایت در ادامه بیش از حد به فضاسازی‌های کشدار تکیه می‌کند. سکانس‌های طولانیِ پرسه‌زنی و بررسی میدانی، به‌جای آن‌که تعلیق را افزایش دهند، گاه انرژی دراماتیک را تحلیل می‌برند. در منطق بحران، انتظار می‌رود هم‌زمان چند خط کنش پیش برود، اما فیلم با تمرکز افراطی بر یک مسیر، ریتم را کند و فرساینده می‌کند. نمونه‌اش سکانسی است که حضور دختری جوان در آپارتمانی ویران‌شده، با دغدغه تمرین پیانو، بیشتر حالتی نمادین و تحمیلی پیدا می‌کند تا تصویری طبیعی از یک انسان در دل فاجعه.
با این حال، فیلم در پرداخت برخی تعارض‌های انسانی موفق‌تر عمل می‌کند. «نیم‌شب» بار‌ها شخصیت‌هایش را میان مسئولیت اجتماعی و تعهد خانوادگی معلق نگه می‌دارد؛ تعلیقی که نه با شعار، بلکه با تماس‌های بی‌پاسخ، مکث‌ها و تصمیم‌های نیمه‌تمام شکل می‌گیرد. این دوگانگی، یکی از واقعی‌ترین وجوه فیلم است؛ جایی که قهرمانی، نه در فداکاری مطلق، بلکه در ماندن و برگشتن هم‌زمان تعریف می‌شود.
یکی از مهم‌ترین لحظات اخلاقی فیلم، گفت‌وگوی مهدی با پزشک درباره بیماران سرطانی است. مواجهه‌ای صریح با مفهوم پایان زندگی و این پرسش بنیادین که آیا کسی حق دارد زمان مرگ را تعیین کند یا نه. فیلم موضع خود را شفاف انتخاب می‌کند و این خط فکری در سکانس تولد نوزادی که نفس نمی‌کشد، به اوج احساسی می‌رسد. تلاش پرستار برای بازگرداندن نوزاد به زندگی و شنیدن صدای گریه در دل بحران، از معدود لحظات عمیقاً تأثیرگذار و صادق فیلم است.
نمادپردازی‌ها، اما همیشه به‌جا از کار درنیامده‌اند. برخی استعاره‌ها، از جراحی در فضای باز گرفته تا تلاش جمعی برای مهار موشک، بیش از اندازه طراحی‌شده و خودآگاه به نظر می‌رسند. در مقابل، جزئیات ساده و انسانی، بسیار باورپذیرتر عمل می‌کنند؛ تماس پدر زیبا و جمله کوتاه «بهت افتخار می‌کنم» یا دیالوگ نگهبان کُرد بیمارستان، لحظاتی‌اند که بدون اغراق، حس همدلی ایجاد می‌کنند.
پایان‌بندی فیلم، به‌جای اوج دراماتیک، به آرامشی نسبی می‌رسد. زندگی به شکل عادی خود بازمی‌گردد؛ مرد بی‌خانمان دوباره در ماشینش می‌خوابد، تماس‌های روزمره از سر گرفته می‌شوند و آدم‌ها به کارشان برمی‌گردند. فیلم با این پایان می‌خواهد بگوید بحران‌ها می‌گذرند، اما زخم‌ها باقی می‌مانند. بازگشت مهدی به خانواده و حضور دوباره بر بالین بیمار، جمع‌بندی نگاه فیلم است: قهرمان بودن، به معنای حذف زندگی شخصی نیست، بلکه در پذیرفتن هم‌زمان رنج جمعی و مسئولیت فردی معنا پیدا می‌کند.
«نیم‌شب» شاید در شمار بهترین آثار مهدویان قرار نگیرد، اما فیلمی قابل تأمل است. اثری که بیش از آن‌که در بازسازی خود بحران موفق باشد، در ثبت لحظات انسانیِ حاشیه بحران جان می‌گیرد؛ لحظاتی که ملموس‌تر و ماندگارتر از شعار‌ها و استعاره‌های بزرگ فیلم «نیم‌شب» ساخته محمد حسین مهدویان با روایتی نو از وقایع جنگ ۱۲ روزه به جشنواره فیلم فجر آمد فیلمی قابل تأمل، که بیش از آن‌که در بازسازی خود بحران موفق باشد، در ثبت لحظات انسانیِ حاشیه بحران جان می‌گیرد؛ لحظاتی که ملموس‌تر و ماندگارتر از شعار‌ها و استعاره‌های بزرگ عمل می‌کنند.


نظرات شما