آریا بانو - در اسنوپارک لیوینیو، جایی که باد سرد با هیجان المپیک درهم میآمیزد، «ایلین گو» بیش از آنکه شبیه یک ورزشکار باشد، به دانشمندی میماند که روی ذهن و بدن خودش آزمایش میکند. او مدام در حال تحلیل است؛ هر فکری را میسنجد، «فرضیه کاری» میسازد و مثل رویکردش به اسکی، همهچیز را بهطور پیوسته اصلاح میکند. واژههایی مانند «بهینهسازی» و «تحلیل» بخشی از زبان روزمره اوست.
به گزارش خبرفوری، اما آنچه بیش از همه اینها نام این ملکه برفی را طی دو هفته اخیر بر سر زبانها انداخته نه قابلیت او در اسکی که ملیتش است. چیزی که باعث شده حالا در سطح معاون رئیس جمهور آمریکا بحثهایی پیش کشیده شود چرا که ایلین زیر پرچم چین موفق به کسب مدال طلا شده و این موضوع چندان به مذاق آمریکاییها از جمله جی دی ونس خوش نیامده است.
دانشمندِ پیست
گو که خودش را «شیفته آمار» مینامد، المپیک را دوست دارد چون فرصتی برای شکستن رکوردهاست. پس از کسب مدال طلای هافپایپ در لیوینیو، بیپرده گفت حالا پرافتخارترین اسکیباز فریاستایل تاریخ است؛ چه زن و چه مرد. او با لبخند افزود: نسخه هشتسالهاش «شیفته» زنی میشد که امروز شده است؛ «من عاشق خودم میشدم و این بزرگترین فخر ممکن است.»
خلاصه این گزارش را در ویدئوی زیر ببینید:
چهرهای فراتر از ورزش
این ورزشکار متولد آمریکا، که طبق گزارشها پردرآمدترین چهره المپیک زمستانی ۲۰۲۶ بوده، مدل آژانس IMG و دانشجوی دانشگاه استنفورد است. اما نام او فقط با مدال و دانشگاه گره نخورده؛ تصمیمش برای نمایندگی چین ــ زادگاه مادرش ــ از ۱۵سالگی، او را به چهرهای بحثبرانگیز تبدیل کرد. گو در میدان ورزش، مد و سیاست نماد چندلایهای است که موافقان و منتقدان را همزمان برمیانگیزد.

بیشتر بخوانید:
مصائب زیباترین ورزشکار زن جهان | از حواسپرتی بازیکنان تا چشمچرانی داوران
همه زنانی که پیش از جورجینا در زندگی کریس رونالدو بودند
سی ثانیه سکوت
وقتی گو با موسیقی رپ آمریکایی وارد هافپایپ میشود، مغزش همچنان با سرعت بالا کار میکند؛ گاهی یک ثانیه پیش از پرش، حرکت را در ذهنش میبیند. با شوخی میگوید «کمی عصبی میشوم» و بعد از زاویهها و درجات هر پرش حرف میزند. اما همان ۳۰ ثانیه در پایپ، «خالصترین حالت» اوست؛ وضعیت جریان باد که در آن هیاهوی بیرون خاموش میشود.

رهایی موقت از پرسشها
برای نیم دقیقه، گو لازم نیست به پرسشهای همیشگی پاسخ دهد: از سیاست آمریکا و وزن «دو کشور روی شانهها» تا اینکه آیا نقره کافی است یا نه. «اسکی به من حس سبکی میدهد.» این تنها زمان پرواز بیقید اوست؛ بدون آنکه کسی بخواهد بالهایش را قیچی کند.
با اینهمه، اگر منتقدان بیرونی پرشمارند، سختگیرترینشان خودِ گو است. او فضای تنهایی در هافپایپ را «صمیمی» و «عمیقا افشاگر» میداند؛ شبیه «دفن کردن روح». همهچیز در معرض دید است: «سالها کار، ترس، ناامیدی، سرخوشی و امید؛ همه در ۳۰ ثانیه.» او میگوید این تجربه آینهای است که نمیگذارد به خودت دروغ بگویی.

فشارِ دوربینها
اسکی نشان میدهد زیر فشار شدید چگونه واکنش نشان میدهی؛ و وقتی نامت ایلیـن گو باشد، هر دوربینی تعقیبت میکند. «اسکی هویت من نیست، اما نماینده ارزشهایی است که با آنها خودم را قضاوت میکنم.» با این حال، گزارشهایی درباره پرداختهای مالی به ورزشکاران نماینده چین، بحثهایی تازه درباره «ارزشها» و «شفافیت» برانگیخت؛ بحثهایی که بیپاسخ ماندند.
ریسکِ اعتماد به خود
تصویر بینقص گو، گاهی شبیه رباتی دقیق به نظر میرسد؛ اما او هم فشار را حس میکند. پس از لغزش در اجرای اول، تردید لحظهای سراغش آمد. با اینحال، روی خودش شرط بست؛ نهفقط در پرش با اسکی، که با شرکت همزمان در سه رشته اسلوپاستایل، هافپایپ و بیگایر ــ کاری که هیچ زن اسکیبازی پیش از او نکرده بود. «ریسک بزرگی کردم که به خودم اعتماد کنم.»

صعود تا طلا
در اجرای دوم، از زویی اتکینِ بریتانیایی پیش افتاد؛ برای دوربین بوسه فرستاد و سلام نظامی داد. در اجرای سوم، امتیازش را باز هم بالا برد. سپس دقایقی نفسگیر در انتظار نشست تا چهار رقیب دیگر اجرا کنند. وقتی طلا قطعی شد، روی زمین فرو ریخت و مادرش را در آغوش گرفت. روی سکو، با مدال طلا بر گردن و روبان طلایی در موها، سرود ملی چین را خواند؛ «لحظهای خاص.»
با سه طلا و سه نقره در دو المپیک، گو پدیدهای کمنظیر است. اما «بعدش چه؟» پاسخ ساده است: بهتر شدن، مهربانتر و صبورتر بودن، کنجکاو ماندن و «دانشجوی نخبه» بودن. بازنشستگی در کار نیست؛ تنها برنامه نزدیک، حضور در هفته مد میلان است.

اثرِ جهانی
هدف بزرگتر او «اثر مثبت جهانی» است. به باورش، مد و ورزش بهترین ابزار این راهاند. آیا نمایندگی چین این اثر را بیشتر میکند؟ پاسخ میدهد «بله» و به آمارها اشاره میکند: میلیونها نفر پس از المپیک پکن به ورزشهای یخی و برفی روی آوردند. به منتقدانش توصیه میکند انرژیشان را صرف «خیر خلاقانه» کنند.
گو حسابشده با رسانهها حرف میزند، اما گاهی نقاب کنار میرود. «خستهام.» در آخرین نشست خبری، بابت تأخیرش عذر خواست؛ نه بهخاطر ازدحام هواداران، بلکه چون خبر درگذشت مادربزرگش را تازه شنیده بود. او از زنی گفت که «زندگی را به دست گرفت» و قول داد شجاع باشد. دوستش داشته باشید یا نه، این المپیک برای ایلیـن گو ماراتنی با سرعت دوی ۱۰۰ متر بود. باز هم همه را پشت سر گذاشت.