يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
اجتماعی

این دختر حاضر نشد با کسی که به او تجاوز کرده ازدواج کند

این دختر حاضر نشد با کسی که به او تجاوز کرده ازدواج کند
آریا بانو - ماجرای دختری را بشنوید که به او تجاوز شد و به او گفتند باید با متجاوزش ازدواج کند اما او اولین زن در ایتالیا شد که این ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - ماجرای دختری را بشنوید که به او تجاوز شد و به او گفتند باید با متجاوزش ازدواج کند اما او اولین زن در ایتالیا شد که این کار را نکرد.

ماجرای دختری که به او تجاوز شد و به او گفتند باید با متجاوزش ازدواج کند اما او اولین زن در ایتالیا شد که این کار را نکرد.
داستان مبارزه شجاعانه دختری ایتالیایی به نام «فرانکا ویولا» را بخوانید که در 17 سالگی به او تجاوز شد اما زیر بار قانون زمان خودش نرفت و با متجاوز خود ازدواج نکرد. در نهایت نیز دولت را مجبور به عوض کردن این قانون کرد. 
«فیلیپو ملودیا» عضو مافیا وقتی از فرانکا جواب رد شنید، با همکارانش او را دزدید و علاوه بر تعرض، او را کتک زد و تحقیر کرد. این موضوع فقط مربوط به مسائل جنسی نبود، فیلیپو می خواست به فرانکا بقبولاند که فقط یک دختر ناچیز و ناتوان است. 
طبق قانون آن زمان، اگر متجاوز حاضر می شد که با قربانی ازدواج کند، دیگر دختر حق شکایت و مخالفت نداشت. فیلیپو هم روی همین قانون حساب کرده بود و مطمئن بود که مجازاتی در کار نیست. 
فرانکا هم تسلیم این قانون نشد و با وجود همه سنگ هایی که جلوی پایش بود با حمایت پدرش و یک وکیل خوب به دادگاه ایتالیا شکایت کرد. از طرفی سران مافیا او را تهدید می کردند که هرچه سریع تر پرونده را ببندد تا عضو فعالشان بدنام نشود. 
بخوانید:
جراح معروف تجاوز و عکس‌هایش را منتشر کرد!
این خواننده زن مشهور متجاوز درآمد
ده سال زندان برای معلمی که از شاگردش بچه‌دار شد
مردم معمولی هم تحت تاثیر فرهنگ سنتی، فرانکا را دختری هرزه می دانستند زیرا او حاضر نبود با مردی که به او تجاوز کرده ازدواج کند. 
در ایتالیای 1965 راه‌حل فقط همین بود. حتی برای آن، یک قانون هم وضع شد بود که مشهور به ماده 544 قانون کیفری، ازدواج ترمیمی بود، ازدواجی که معتقد بودند برای بازگرداندن آبروی ریخته شده دختر وضع شده است. 
بعد از شکایت فرانکا خیلی از مردم و اعضای مافیا اطراف خانه فرانکا تجمع کرده و او را تحقیر می کردند و از او می خواستند که بی آبرویی را تمام کند و به قانون احترام بگذارد. 

آریا بانو


دیوار خانه او پر از کلمات زشت شده بود. مردم فریاد می زدند: «خودت را حلق آویز کن فاحشه، همه راحت می شوند». از آن به بعد فرانکا با صورت پوشیده به دادگاه می رفت تا مردم او را کتک نزنند. تنها کسی که کنار او ایستاد، پدرش بود. او یک کشاورز ساده بود. مردم عصبانی حتی زمین او را هم سوزانده بودند. با این حال، پدر فرانکا حاضر نشد با مافیا صحبت کند و خسارت بگیرد و می گفت شرف دخترم با هیچ ثروتی قابل معامله نیست. 
این محاکمه به یک رویداد ملی تبدیل شد و بعد از مدتی، حتی کلیسا هم پشت فرانکا ایستاد. 
مدتی بعد، حکم دادگاه اعلام شد و جنایتکار به زندان افتاد. اما مردم سیسیل که روی این مسائل حساس بودند زیر بار حکم و دستور پاپ نرفتند و در آخر، فرانکا مجبور شد با قلبی شکسته سیسیل را ترک کند. 


نظرات شما