آریا بانو - دیروز حوالی ظهر مهدی تاج در کنار دیگر اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال در ساختمان این فدراسیون حضور یافت و امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی هم با همراهی یار همیشگیاش (سعید الهویی) که در نقش دستیار اول او فعالیت میکند، در جمع مدیران فدراسیون حاضر شد.
پس از جلسهای که حدود یک ساعت به درازا کشید، تصمیم نهایی بر این شد قرارداد امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ تمدید شود و آینده کاری او در این تیم، منوط به عملکرد ایران در این رقابتهاست. اعضای هیئترئیسه درخصوص شرایط دستیاران امیر قلعهنویی هم انتقادهایی داشتند که پس از گفتوشنودهای انجام شده، سرانجام با تصویب اعضای هیئترئیسه قرار بر این شد کادرفنی تیم ملی برای حضور در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ دستخوش تغییر شود و چهرههای جدید به جمع دستیاران امیر قلعهنویی اضافه شوند. در این زمینه اختیار تصمیمگیری به رئیس فدراسیون تفویض شد و قرار است در نشستی میان مهدی تاج و امیر قلعهنویی درباره شرایط دستیاران جدید او گفتوگو شود.
با کدام کارنامه؟
تمدید قرارداد امیر قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، شاید در ظاهر تصمیمی میانه و محتاطانه باشد، اما درواقع یک سؤال بزرگتر را پیش روی فدراسیون فوتبال قرار میدهد: دقیقاً به استناد کدام کارنامه، دوباره به قلعهنویی اعتماد کردهایم و قرار است با او چه آیندهای برای تیم ملی بسازیم؟
قلعهنویی از زمان بازگشت به نیمکت تیم ملی، دو جام ملتهای آسیا و یک جام جهانی را پشت سر گذاشته؛ حاصل این سه تورنمنت بزرگ، چیزی جز ناکامی نیست. در جام ملتهای ۲۰۲۳ تیم ملی در نیمهنهایی متوقف شد و در جام ملتهای ۲۰۲۷ هم اگر قرار باشد صعود به فینال یا قهرمانی، شرط ادامه همکاری باشد، خود این شرط نشان میدهد فدراسیون هم به نتیجه فعلی اطمینان ندارد. در جام جهانی۲۰۲۶ نیز تیم ملی نتوانست انتظارات را برآورده کند.
با همان کهنسالان؟
نگرانی بزرگتر البته نبود تغییر و نوسازی در تیم ملی است. قلعهنویی در این سالها فرصت کافی برای ساختن نسل بعدی را داشت، اما همچنان بخش قابل توجهی از امید تیم ملی به همان ستارههایی گره خورده که سالهای پایانی فوتبال خود را سپری میکنند؛ بازیکنانی که بعضاً برای پیدا کردن جایگاه ثابت در برخی باشگاههای عربی نیز با مشکل مواجهاند. با این حال، قرار است احتمالاً همین استخوانبندی دوباره راهی جام ملتهای آسیا شود.
حالا که قلعهنویی ماندگار شده، برای پایان دادن به وابستگی به نسل قدیمی چه برنامهای وجود دارد؟ و مهمتر از همه، چرا باید تصور کنیم مربیای که در سالهای اخیر نشانه روشنی از یک پوستاندازی جدی نشان نداده، ناگهان در جام ملتهای بعدی مسیری متفاوت را طی خواهد کرد؟
پاداش ۲۰۳۰
حتی شرط تمدید تا جام جهانی ۲۰۳۰ نیز عجیب است. یعنی اگر تیم ملی به فینال جام ملتها برسد، قلعهنویی تا ۲۰۳۰ میماند؛ اما اگر مثلاً تیمی جوان و در حال پوستاندازی بسازد و در یک تورنمنت سخت نتیجه مطلوب نگیرد، همه چیز تمام میشود؟ آیا واقعاً فوتبال ملی را باید با چنین متر و معیاری مدیریت کرد؟
از سوی دیگر، تغییر دستیاران قلعهنویی نیز اگر فقط جابهجایی چند اسم روی نیمکت باشد، مشکلی را حل نمیکند. فدراسیون فوتبال باید شفاف بگوید چرا دوباره به قلعهنویی اعتماد کرده است. مردم حق دارند بدانند قرار است تیم ملی با چه فلسفهای ساخته شود و افق آن چیست. نمیشود هر بار از نتیجه نگرفتن حرف زد، چند جلسه برگزار و قراردادی را تمدید کرد و دوباره همه چیز را به تورنمنت بعدی حواله داد.
آرزوهای بزرگ
قلعهنویی در ۶۵ بازی هدایت تیم ملی ایران را برعهده داشته و توانسته ۴۱ پیروزی بدست آورد و حالا این شانس را خواهد داشت تا به رکورد ۵۰ برد روی نیمکت تیم ملی هم برسد. او در دوره اول سرمربیگری در تیم ملی در ۱۷ بازی حضور داشت و در دوره دوم به رکورد ۴۸ بازی رسیده که باتوجه به تمدید قراردادش، قابل افزایش هم خواهد بود. سرمربی تیم ملی امیدوار است برای نخستین بار در پنج دهه گذشته تیم ملی را به قهرمانی جام ملتهای آسیا برساند.