آریا بانو - خراسان / ماموران کلانتری امام رضا(ع) که این بار عملیات دلهرهآور ۱۰۰متری را برای شکار باند سرقت در شمالغربی مشهد آغاز کرده بودند، در حالی دزدان خودرو و موتورسیکلتهای شهروندان را با تیراندازی شبانه به دام انداختند که سرنخ آن از یک باتری ضایعاتی شروع شد.
نیروهای گشت نامحسوس کلانتری امام رضا(ع)، رصدهای اطلاعاتی گستردهای را برای مقابله با سرقتهای شبانه آغاز کردهاند، با بهکارگیری و تقویت گروههای مردمی برای ردزنی خلافکاران، به سرنخهای مشکوکی از یک باند تبهکاری رسیدند که توسط افراد ناشناس در شمال و شمالغربی مشهد هدایت میشدند.
به همین دلیل، یک گروه گشت موتوری نامحسوس از افسران زبده دایره تجسس مأموریت یافتند تا بررسیهای اطلاعاتی را بهطور نامحسوس در اطراف میدان امام حسین(ع) انجام دهند.
اما وقتی نیروهای انتظامی برای جمعآوری اطلاعات به ابتدای بولوار خواجهربیع رسیدند، ناگهان نور چراغ موتورسیکلت آنان روی پرایدی قفل شد که راننده آن با حالتی مضطرب و نگران اطراف خود را میپایید. همین رفتار او کنجکاوی نیروهای کارآزموده تجسس را برانگیخت و بدین ترتیب افسران گشت نامحسوس برای دقایقی مأموریت جمعآوری اطلاعات را به تأخیر انداختند و راننده جوان پراید را زیر نظر گرفتند.
او در یک لحظه از درون پراید بیرون آمد و در حالی که یک عدد باتری خودرو در دست داشت، به طرف خریدار ضایعات حرکت کرد. در این هنگام، مأموران که براساس تجربه پلیسی و بهرهگیری از راهنماییها و آموزشهای تخصصی سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری امام رضا(ع)) تردیدی نداشتند با یک خلافکار حرفهای در مسیر مأموریت اطلاعاتی خود روبهرو شدهاند، بیدرنگ شماره پلاک پراید را از مرکز پیام پلیس استعلام کردند؛ این در حالی بود که زن جوانی نیز با رفتارهای مشکوک در صندلی جلو نشسته بود.
طولی نکشید که مشخص شد خودروی پراید سابقه سرقت دارد و حدود ۱۲ ساعت قبل از بولوار عبدالمطلب، در حوزه کلانتری شفا، سرقت شده است. در این شرایط بود که با دستور مستقیم سرگرد سبکبار، دو افسر پلیس وارد عمل شدند و سوار بر موتورسیکلت به تعقیب پرایدسوار پرداختند تا به مخفیگاه آنان دست یابند.
اما راننده جوان در همان تاریکی شب متوجه تعقیب موتورسواران شد و در حالی که به اوضاع مشکوک شده بود، پدال گاز را به سوی بزرگراه ۱۰۰متری فشرد و از آنجا وارد کوچهپسکوچههای منطقه خواجهربیع شد.
اینگونه بود که عملیات تعقیبوگریز شکل شکار به خود گرفت و عوامل انتظامی با شلیک تیر هوایی، اخطار «ایست» دادند؛ اما راننده پراید بیمحابا از لابهلای خودروها ویراژ میداد و با سرعتی وحشتناک از کنار خودروها عبور میکرد.
فریادهای «ایست» مردان قانون در آسمان تاریک شهر میپیچید، ولی راننده جوان بدون توجه به صدای تیرهای هوایی همچنان اژدهای سیاه خیابانها را زیر چرخهای خودرو جا میگذاشت. این در حالی بود که نیروهای گشت موتوری برای مراقبت از جان و اموال مردم از شلیک تیر مستقیم خودداری میکردند و به عملیات تعقیبوگریز ادامه میدادند تا اینکه زن و مرد پرایدسوار با عبور از خیابانهای آیتالله عبادی، ایثارگران، شهید کریمی و عبدالمطلب، بالاخره وارد بولوار هدایت شدند.
در همین لحظه، وقتی خودرو به مکانی خلوت رسید، ستوان یکم «سلیمی» چرخهای پراید را هدف گرفت و با شلیکهای شبانه، دو چرخ عقب و جلوی آن را سوراخ کرد.
با این وجود، راننده جسور حتی به فریادهای زن جوان نیز توجه نکرد و همچنان به فرار از چنگ مردان قانون امیدوار بود.
طولی نکشید که بوی لاستیک خودرو در فضا پیچید و صدای رینگهای خودرو گوشخراش شد. راننده جوان که دیگر موتورسواران انتظامی را در کنار خودرو میدید، به همین دلیل در اقدامی دلهرهآور، بهطور ناگهانی پدال ترمز را فشرد و خود را از درون پراید بیرون انداخت تا در خلاف جهت خودروها فرار کند؛ ولی عوامل ورزیده تجسس با بهرهگیری از فنون رزمی، او را زمینگیر کردند و حلقههای قانون را بر دستان دو متهم گره زدند.
با توجه به اهمیت موضوع، بازجویی از راننده در همان محل دستگیری آغاز شد و سرنشین خودرو نیز به مقر انتظامی انتقال یافت.
متهم جوان که «ایمان» نام دارد، در حالی مدعی شد خودرو را چند ساعت قبل از فردی به نام «محمد» تحویل گرفته و قرار بوده آن را خریداری کند که در بازرسی از داخل آن، دو حلقه زاپاس سرقتی نیز کشف شد.
خیلی زود با شناسایی مالباخته، وی به عوامل انتظامی مراجعه کرد و گفت: «خودروام را امروز صبح در حالی به سرقت بردهاند که ۶ سطل رنگ و مقادیر زیادی ابزار و لوازم نقاشی نیز درون آن بود.»
با لو رفتن اموال سرقتی، بلافاصله گروه دیگری از نیروهای تجسس به عوامل گشت نامحسوس پیوستند و عملیات دستگیری همدست راننده را با هماهنگیهای قضایی آغاز کردند.
آنان با راهنمایی «ایمان» به طرف بولوار توس رفتند و «محمد» را با شگردی خاص در منزل مسکونیاش دستگیر کردند.
از سوی دیگر، در بازرسی از مخفیگاه این متهم، دو دستگاه موتورسیکلت سرقتی، سطلهای رنگ و ابزار نقاشی ساختمان به همراه یک حلقه لاستیک زاپاس کشف شد که بدین ترتیب هر دو متهم به کلانتری هدایت شدند.
«محمد» که با مشاهده اسناد و مدارک پلیس هیچ راه گریزی برای انکار نداشت، لب به اعتراف گشود و گفت: «یکی از موتورسیکلتها را از مقابل بیمارستان امام رضا(ع) به سرقت بردم و دیگری را با شگرد «خرید» و به بهانه دور زدن برای آزمایش نقص فنی، از چهارراه دکترا سرقت کردم؛ اما بقیه اموال کشفشده را «ایمان» به منزلم آورده و آنها را به امانت نزد من گذاشته بود.»
دو عضو باند سرقت خودرو و موتورسیکلت در حالی با دستور مقام قضایی روانه زندان شدند که خودرو و موتورسیکلتها تحویل مالباختگان شد؛ اما تحقیقات برای شناسایی دیگر اعضای باند و مالخران ادامه دارد.