آریا بانو - امیرحسین محمودی، ملیپوش جوان فوتبال ایران، در گفتوگویی متفاوت از مسیر سخت خود تا رسیدن به تیم ملی، مصدومیتهای آزاردهنده، عشق به جام جهانی و انگیزههای شخصیاش برای موفقیت در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان صحبت کرد.
امیرحسین محمودی در گفتوگویی متفاوت از مصدومیتی گفت که از ابتدای فصل سراغش آمد و بخشی از مسیر او را سخت کرد، اما امیدش برای رفتن به جام جهانی را از بین نبرد. او در این مصاحبه تأکید کرد که حتی در روزهایی که دستش بسته بود و جدا از تیم تمرین میکرد، برای خودش مینوشت که باید جام جهانی را تجربه کند.
محمودی در این گفتوگو از شوق سفر به اردوی تیم ملی، آرزوی گلزنی در جام جهانی، علاقه به علی دایی، نقش مادر در زندگیاش، دلتنگی برای خانواده و وطن، علاقه به کشتی، موسیقی مازندرانی و حس خاصش نسبت به ایران صحبت کرد. او همچنین گفت اگر یک لحظه را از زندگی فوتبالیاش پاک کند، همان مصدومیت اخیر خواهد بود که سه ماه او را از شرایط عادی دور کرد.
از مصدومیتی که ابتدای فصل سراغت آمد بگو.
اول فصل از ناحیه دست دچار مصدومیت شدم. دقیقاً همان اوایل فصل بود، دو سه هفته مانده به بازیهای هفته هشتم و نهم. در آن روزها دستم بسته بود و تنها تمرین میکردم. برای خودم مینوشتم که باید جام جهانی را ببینم. هنوز هم شرایطم صددرصد نشده، اما دارم تلاش میکنم و به خدا امید دارم.
وقتی برای این اردو چمدانت را بستی و احتمالاً دیگر تا سفر به آمریکا به تهران برنمیگشتی، با خودت گفتی چه چیزی را حتماً باید ببری؟
اصلاً باور نمیکنید چقدر ذوق داشتم. واقعاً نمیدانم چه چیزهایی آوردم. فقط وسایل واجب مثل استوک را جمع کردم و آمدم. آنقدر هیجان داشتم که بیشتر از هر چیزی فقط میخواستم خودم را به اردو برسانم.
اگر فوتبالیست نمیشدی، چه کاره میشدی؟
احتمالاً کشتیگیر میشدم. اول کشتی را شروع کرده بودم و دو سال کشتی گرفتم. در کشتی هم خوب بودم و استعداد داشتم.
از خودت معروفتر در خانواده دارید؟
برادرم. او قبل از من در فوتبال بود.
اصالتاً اهل کجایی؟
مازندران.
اگر بتوانی یک لحظه از زندگی فوتبالیات را پاک کنی، کدام لحظه است؟
آخرین مصدومیتم را پاک میکنم. خیلی اذیت شدم. تقریباً سه ماه درگیر آن بودم. اوایل حتی نمیتوانستم با تیم تمرین کنم. بعد از یک ماه خودم تمرین میکردم، اما آن مصدومیت واقعاً برایم سخت بود.
در یک سال اخیر، معنای وطن برای خیلیها تغییر کرده است. تو وطن را چطور میبینی؟
وطن را مثل یک گروه و یک تیم میبینم. چیزی که همه باید کنار هم برایش تلاش کنند.
جملهای از مادرت که همیشه در گوش تو مانده چیست؟
همیشه به من میگوید برو به امید خدا، ما دعات میکنیم. همیشه هم میگوید هر جا رفتی، سربلندمان کردی.
اگر قرار باشد یک تصویر از جام جهانی در ذهن مردم باشد، دوست داری چه تصویری باشد؟
صعود از گروهمان با اقتدار.
با اولین درآمدت از فوتبال چکار کردی؟
گذاشتیم روی اجاره خانه و خانهمان را کمی بزرگتر کردیم.
یک بازیکن ایرانی که دوستش داری و تحسینش میکنی، چه کسی است؟
علی آقا دایی.
اگر پیش از بازی در حلقه اتحاد تیم بخواهی یک جمله بگویی، چه میگویی؟
میگویم فقط به برد فکر کنیم. طوری بازی کنیم که انگار آخرین بازی ماست و باید آن را ببریم.
یک جمله درباره امیرحسین محمودی بگو
امیدوارم یک روز بتوانم بهترین باشم.
درباره امیر قلعهنویی چه میگویی؟
واقعاً به او مدیونم. به ما اعتماد کرد واقعاً بزرگ ما هستند.