دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

html>

ترکان خاتون؛ زنی قدرتمند و سیاست‌ورز در ایران پیش از دوره صفوی

ترکان خاتون؛ زنی قدرتمند و سیاست‌ورز در ایران پیش از دوره صفوی
آریا بانو - ترکان خاتون موفق شد با همان فرصت‌شناسی و به‌کارگیری روابط قبیله‌ای با مرگ سلطان، پسرش (سلطان محمد) را در میان مدعیان ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - کتاب «خاتون سلطان‌نشان» روایتی است از حضور زنان در متن تاریخ؛ زنانی که اگرچه کمتر در روایت‌های رسمی دیده شده‌اند، اما در بزنگاه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقشی اثرگذار ایفا کرده‌اند. این کتاب با نگاهی پژوهش‌محور می‌کوشد تصویری فراتر از کلیشه‌های رایج از جایگاه زنان در تاریخ ایران ارائه دهد و نشان دهد که قدرت، تدبیر و کنشگری، همواره منحصر به مردان نبوده است. نویسنده با بهره‌گیری از منابع تاریخی، زندگی و نقش یکی از چهره‌های کمتر شناخته‌شده را بازخوانی می‌کند و از خلال آن، خواننده را به تأمل درباره مناسبات قدرت، جایگاه زنان و پیچیدگی‌های تاریخ ایران فرامی‌خواند. یکی از ویژگی‌های کتاب «خاتون سلطان‌نشان»، تمرکز بر نقش سیاسی ترکان خاتون در دربار خوارزمشاهیان است.
نویسنده می‌کوشد او را نه صرفاً به عنوان همسر سلطان یا زنی بانفوذ، بلکه به عنوان بازیگری اثرگذار در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و مناسبات قدرت معرفی کند. با این حال، این تنها تصویر موجود از ترکان خاتون نیست. بسیاری از منابع تاریخی، در کنار نفوذ سیاسی او، از ویژگی‌هایی چون نیکوکاری، بخشندگی، تدبیر و کاردانی نیز یاد کرده‌اند؛ جنبه‌هایی که در روایت‌های سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. نکته مهم دیگر آن است که جایگاه استثنایی ترکان خاتون را نباید به وضعیت عمومی زنان آن دوره تعمیم داد.
قدرت و نفوذ او بیش از آن‌که بازتاب موقعیت اجتماعی زنان در عصر خوارزمشاهیان باشد، حاصل شرایط خاص سیاسی و پشتیبانی گسترده ترکان از او بود. از این‌رو، زندگی ترکان خاتون را باید یک استثنا در تاریخ زنان آن دوره دانست، نه الگویی از جایگاه عمومی آنان.

آریا بانو


«خاتون سلطان‌نشان«، از سری کتاب‌های هما در نشر اگر است. کتاب‌های هما، تک‌نگاری‌های هستند درباره‌ زنان نامدار و کمتر شناخته‌شده، اما بانفوذ تاریخ ایران، نامداری و نفوذ الزاما معنای مثبت ندارند، اما زنانی را در بر می‌گیرند که در آشکار یا نهان صاحب قدرت و نفوذی بوده‌اند و کارهایی کرده‎اند که در روزگارشان برای زنان دشوار بود.
در این کتاب مهدی سیدی فرخد، پژوهشگر جغرافیای تاریخی و متون کهن فارسی و همکارش محمدمهدی قائمی از زنی قدرتمند در دوره‌ خوارزمشاهیان نوشته‌اند که برخی از مورخان او را از عوامل حمله‌ مغول‌ها به ایران می‌دانند. ترکان خاتون قدرتی موازی در دوران حکومت پسرش ایجاد کرده بود ودر امور حکومت‌داری دخالت می‌کرد. در این کتاب ما علاوه بر زندگی پرفرازونشیب ترکان خاتون با تاریخ اواخر دوره‌ خوارزمشاهیان و حمله‌ مغول‌ها نیز آشنا می‌شویم. با محمدمهدی قائمی درباره کتاب «خاتون سلطان‌نشان» گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

آریا بانو


محمدهادی قائمی
پیش از پرداختن به موضوع کتاب و ترکان خاتون ضروررت و اهمیت تاریخ‌نگاری زنان چیست و چرا این رویکرد از تاریخ‌نگاری در ایران مغفول مانده شده است؟
در یک نگاه کلی، برای تاریخ‌نگاران که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایشان آگاهی بر ابعاد و آثار رویداد یا شخصیت‌های تاریخی است، موضوعی هم‌چنین نقش زنان در پوشش‌های تاریخی که کمتر بدان پرداخته شده بالقوه دارای کشش است. به‌ویژه در برخی از فرازهای تاریخی که این نقش و کنش‌های پیامد آن، تاثیری فراگیر داشته، این حساسیت و توجه از اولویت بالاتری برخوردار است. اما درباره مغفول ماندن توجه به نقش زنان در گستره تاریخ ملی، می‌توان به دلایل پردامنه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی اشاره کرد که اصولا دامنه شمول آن تنها محدود به روایت‌ها و پرداخت‌های تاریخی نیست بلکه در دیگر عرصه‌ها و فعالیت‌های اجتماعی، علمی و فرهنگی نیز به دلیل کم‌رنگ بودن نقش زنان بنا به همان عوامل زمینه‌ای این نادیدگی به متون و روایت‌های تاریخی نیز تحمیل شده است.

آریا بانو


علاءالدین تکش سلطان خوارزم. گالری هنر دانشگاه ییل
درباره شخصیت ترکان خاتون خوارزمی بگویید؟
ترکان خاتون زنی است پرورش یافته زادبومی با فرهنگ قبیله‌ای چادرنشین و صحراگرد، از ترکان طایفه قنقلی در سرزمین‌های دوردست شمال شرق خوارزم می‌زیستند. او دختر رئیس یکی از همین قبایل قنقلی بود که در میانه‌های قرن ششم در پی مصلحتی سیاسی برای تحکیم پیمان دوستی میان قبایل قنقلی با حکومت خوارزمشاهی به همسری سلطان تکش انتخاب شد.
با تیزبینی و هوشمندی ذاتی از جایگاه خود به عنوان همسر سلطان توانست با استفاده از نوع مناسبات حاکم بر دربار خوارزمشاهی برای تحکیم قدرت سیاسی و حکومتی خویش و تقویت روابط قبیله‌ای‌اش، سود جوید. او موفق شد با همان فرصت‌شناسی و به‌کارگیری روابط قبیله‌ای با مرگ سلطان، پسرش (سلطان محمد) را در میان مدعیان جانشین پدر سازد و از طریق فرمانبردار ساختن پسر، قدرت واقعی در حکومت را به دست گیرد.
نگاه قبیله‌گرا و تنگ‌نظری‌های عشیره‌ای و خاندانی با بی‌تدبیری‌ها و کوته‌نظری‌های او و پسرش همراه شد تا زمینه‌ساز هجوم دشمنی قدرتمند و زیرک مانند مغولان شود، هجومی که به شکست و خواری هر دوی آن‌ها انجامید.
چرا ترکان خاتون، برخلاف بسیاری از زنان تاریخ ایران، تا این اندازه در منابع تاریخی حضور پررنگی دارد؟
در صورت پذیرش گزاره پرسش باید گفت آن‌چه ترکان خاتون را احتمالا برجسته نمایانده است به شرایط زمانه و رویدادهای آن و نوع استفاده از قدرت بی‌چون و چرای او مربوط می‌شود. مقطع زمانی قدرتمندی حکومتی او در آستانه رویداد بسیار مهمی مانند حمله مغولان به ایران است. رویدادی که در تمام تاریخ ایران از نظر کیفیت وقوع و آثار و پیامدهای عمیق آن در شمار یکی از تراژدی‌های کم‌نظیر تاریخ ماست. به دلیل اهمیت و برجستگی این رویداد، طبعا عناصر مرتبط با آن اعم از زمینه‌ها، شخصیت‌ها و کنش‌های بیشتر در کانون توجه قرار می‌گیرند به‌ویژه آن‌که در بسیاری از تحلیل‌های تاریخی، نقش حکمرانی ترکان خاتون و پسرش سلطان محمد یکی از عوامل اصلی و بنیادین زمینه ساز این هجوم و ناکامی‌های پس از آن به‌ شمار آمده است. ضمن آن‌که برخی بزرگنمایی‌ها در پاره‌ای از روایات درباره قدرت و نقش او، طبعا چهره او را در میان همگنان برجسته‌تر ساخته است.
آیا کتاب تصویری واقع‌گرایانه از نقش زنان در تاریخ ارائه می‌دهد یا روایتی آرمان‌گرایانه از آنان ترسیم می‌کند؟
راستش را بخواهید من نمی‌توانم جایگاه مفهومی موضوعی مانند آرمان‌گرایی را در این کتاب به درستی دریابم. در تصویری که از این دوران و شخصیت‌های آن ترسیم شده، مفهوم آرمان‌گرایی اصولا موضوعیتی برای مطرح بودن، پیدا نمی‌کند. به همین دلیل شما در یک نگاه کلی به درونمایه کتاب درمی‌یابید که در تدوین محتوای آن نه زمینه یا قصدی برای طرح نگاه آرمان‌گرایانه در کار بوده و نه محصول کار سویه‌های آرمان‌گرایانه را بازتاب می‌دهد. در نقطه مقابل در این کتاب کوشیده شده تا حد ممکن یکسر جانب مستندسازی با منابع تاریخی و غالب بودن وجه واقع‌گرایی حفظ شود. البته داوری درباره کامیابی و تحقق این خواسته یا هدف، با خوانندگان است.
روایت کتاب می‌تواند برداشت مخاطب از نقش زنان در تاریخ ایران را تغییر دهد؟
در این مورد دو نکته را باید در نظر داشت: اولا این‌که تغییر برداشت یا نگاه به صورت اساسی معمولا در یک روند تدریجی و تکمیلی پیش می‌رود و مثلا یک کتاب به‌تنهایی نمی‌تواند موجب تغییر نگاه پایدار و اساسی شود، اگرچه ممکن است جرقه اولیه تغییر را در ذهن موجب شود اما قطعا ادامه آن تا تبدیل شدن به دگرگونی در نگاه، به شواهد و اسباب بیشتری نیاز دارد.
نکته دوم در این صورت این پرسش آشکار نیست که چه اجماع نظری درباره نقش زنان در تاریخ وجود داشته که در این کتاب بخواهد در پی یا موجب تغییر آن نظر جمعی باشد. به همین دلیل بهتر است نخست آن برداشت مورد اشاره به‌روشنی معرفی شود سپس میزان تاثیر محتوای کتاب در تغییر نگاه مفروض ارزیابی شود. البته به صورت کلی می‌توان گفت که اگر منظور این است که چهره یکی از زنان تاثیرگذار در دوره‌ای از تاریخ که بیشتر در انزوا و گمنامی بوده، از این طریق شناسانده شده و طبعا تغییری در شناخت ما روی داده است.

آریا بانو


ترکان خاتون در اسارت مغول
نقش ترکان خاتون در سقوط دولت خوارزمشاهیان تا چه اندازه واقعی و تا چه اندازه محصول قضاوت مورخان است؟
اگر منظور از شناسایی نقش ترکان خاتون در سقوط دولت خوارزمشاهی توجه آن‌چه در این کتاب آمده است، باشد باید گفت تلاش شده تا بر پایه منابع و گزارش‌های معتبر تاریخی مستند شود و همچنین هر نوع تحصیل، درون‌کاوی و استنتاجی هم که بر این اساس عرضه شده با دیگر شواهد تاریخی همخوان و سنجیده شود. بنابراین روایت این کتاب با ادعای واقع‌گرایی عرضه شده است. البته این نکته هم یادآوری شود که آن‌چه قضاوت مورخان در صورت پرسش نامیده شده و متعارض شمردن با واقعیت، قابل تامل است چراکه به نظر می‌رسد به صورت اصولی این اصطلاحات و قضاوت‌ها باید بر پایه شواهد معتبر تاریخی پایه‌گزاری شود و شواهد تاریخی نیز علی‌القاعده بازتاب واقعیات هستند.
آیا می‌توان ترکان خاتون را قدرتمندترین زن سیاست‌ورز ایران پیش از دوره صفوی دانست؟
به نظر می‌رسد برای ارائه پاسخی مستدل به پرسشی که از فاصله زمانی حدود هشتصد سال پیش سخن می‌گوید باید احتیاط و ژرف‌بینی بیشتری که لازمه داوری‌ها یا تحلیل‌های تاریخی است به کار بست به‌ویژه آن‌که استفاده از صفت تفضیلی «ترین» این احتیاط را ضروری‌تر می‌نمایاند. از زمان ترکان خاتون خوارزم تا ابتدای دوره صفوی‌ کمتر از سیصد سال فاصله است و طبعا در این حدود سه قرن بسیاری از متغیرهای زمانی و مکانی در حال دگرگونی و تحول بوده‌اند که چه بسا ما درباره آن‌ها هنوز اطلاعات کاملی نداریم. بنابراین در مقام مقایسه شخصیت‌ها نمی‌توان به استواری و جامعیت داوری کرد. بهتر آن است که بگوییم، ترکان خاتون یکی از زنان قدرتمند سیاست‌ورز در ایران پیش از دوره صفوی است.
روایت رایج که ترکان خاتون را یکی از عوامل اصلی ضعف حکومت خوارزمشاهیان معرفی می‌کند، بر شواهد تاریخی استوار است یا بازتاب نگاه مورخان است؟
گذشته از ابهام و ناشناختگی که تفکیک میان آن‌چه شواهد تاریخی و نگاه مورخان عنوان شده، ایجاد می‌کند و در پاسخ به پرسش نقش ترکان خاتون در سقوط دولت خوارزمشاهیان تا چه اندازه واقعی و تا چه اندازه محصول قضاوت مورخان است نیز به این ابهام اشاره شد که چندان فرض صحیحی به نظر نمی‌رسد، باید گفت که حکومت خوارزمشاهیان حدود ۱۳۰ سال به طول انجامیده است که نزدیک به یکصد سال آن پیش از دوران ترکان خاتون سپری شده است. بنابراین اگر گفته شود یکی از عوامل ضعف و به فروپاشی کشاندن این حکومت در ۲۰ ساله پایانی آن، نوع حکمرانی ترکان خاتون و پسرش بوده، درست‌تر خواهد بود.

آریا بانو


مرگ سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه. جامع‌التواریخ، رشیدالدین
اگر در جامعه مردسالار ایران ترکان خاتون یک مرد بود، آیا تاریخ‌نگاران همان قضاوت را درباره عملکرد سیاسی او داشتند؟
وقتی یکی از اصول تاریخ‌نگاری آن است که مورخ جز به حقیقت وامدار هیچ انگاره یا پیش‌فرضی نباشد، طبعا او را جانبدار نگاه جنسیتی کردن نوعی نقص غرضی است. ضمن آن‌که طرح پرسش بالا به دلایل متعددی خدشه وارد است. مثلا این‌که در کنار همین ترکان خاتون، سلطانی مانند سلطان محمد (پسر ترکان خاتون) شریک او در حکومت را داریم که اتفاقا عملکرد سیاسی او اگر نه بیشتر حداقل به اندازه ترکان خاتون مورد نقد و سرزنش تاریخ‌نگاران بوده است. دیگر این‌که در فرض این پرسش ظاهرا همه تاریخ‌نگاران را مشمول همان اصطلاح جامعه مردسالار ایران شمرده‌اید، در حالی که در تاریخ‌نگاری ایران، مورخان آگاه و فاضل زن داریم که به این موضوع بدون توجه به نگاه جنسیت‌زده، در تحلیل این فراز تاریخی، اختلاف نظری با دیگر مورخان ندارند، به هر حال به نظر می‌رسد نوع طرح پرسش اگر نه در قصد اولیه ولی در فضای تحقیق و تاریخ‌پژوهی بیشتر گمراه‌کننده است.
آیا تجربه سیاسی ترکان خاتون نشان می‌دهد که زنان در ساختار قدرت جهان اسلام بیش از آن‌چه تصور می‌شود نقش داشته‌اند؟
واقعیت آن است که آن‌چه از این پرسش «ساختار قدرت در جهان اسلام» فهمیده می‌شود، چنان موضوع بسیطی را دربرمی‌گیرد که جدا از همه مولفه‌های آن، فقط از نظر زمانی بازه گسترده‌ای را شامل می‌شود که نزدیک به ۱۴۰۰ سال به‌ طول انجامیده است. از طرفی آن‌چه تجربه سیاسی ترکان خاتون خوانده می‌شود از حدود ۳۰ سال فراتر نمی‌رود. چگونه می‌توان این تجربه یا نمونه ۳۰ ساله را به تمام این دوران ۱۴۰۰ ساله که در شرایطی کاملا متفاوت و دیگرگون رقم خورده است، تعمیم داد؟ این سنجش صرفا در حوزه زمانی مورد اشاره قرار گرفت. چراکه از نظر عوامل دیگر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز به صورت خاص، این عدم تجانس با تجربه ترکان خاتون دیده خواهد شد، به همین دلیل تجربه سیاسی ترکان خاتون فقط می‌تواند در شرایط زمانی و مکانی دوران خودش از نظر بررسی نقش زنان، مورد ارزیابی قرار گیرد.
با توجه به این‌که در شماری از کتاب‌ها و منابع تاریخی درباره سرگذشت ترکان خاتون خوارزم گزارش‌هایی منتشر شده و کم‌وبیش در دسترس است، مهم‌ترین وجه تمایز یا تفاوت این کتاب با دیگر آثار پیشین از نظر شما چیست؟
در یک تقسیم‌بندی اجمالی، می‌توان کتاب‌ها و منابع موجود که به سرگذشت شخصیتی چون ترکان خاتون خوارزم پرداخته‌اند را در سه گروه «خبری، داستانی و تحلیلی» دسته‌بندی کرد. در گروه منابع صرفا خبری بسیاری از متون تاریخی دیده می‌شود که اطلاعات و آگاهی‌هایی از کنش‌های ترکان خاتون و رویدادهای زمان او نقل کرده‌اند. در گروه منابع داستانی که بیشتر از حدود یک قرن پیش رایج شده، تلاش کرده‌اند که با دخل و تصرفات و افزودن رویدادها، صحنه‌ها و گفت‌وگوها که زاییده ذوق یا خیال نویسنده بوده، به قصد تقویت ویژگی‌های دراماتیک و کشش داستانی، سرگذشت او را بازگو کنند.
آثار تحلیلی هم که عمدتا در میان علاقه‌مندان تخصصی‌تر به تاریخ و نیز تاریخ‌نگاران روامند است، بیشتر جوانب علت و معلولی و پیامدی عملکرد ترکان خاتون تشریح شده است. با این پیش‌درآمد، آن‌چه می‌توانم به عنوان وجه تمایز این کتاب را با گونه‌های پیش گفته معرفی کنم این است که این کتاب تلاش دارد هیچکدام از این رویکردها را نادیده نینگارد. برای تمام اخبار و گزارش‌هایی که به کار گرفته شده‌اند منابع مستند و معتبر تاریخی معرفی شده‌ای مبنای نوشتاری بوده‌اند. در سبک بیانی کتاب کوشیده شده بدون آن‌که دخل و تصرفی در گزارش وقایع روی دهد یا بدون آن‌که کشش داستانی ضرورت افزوده یا کاسته‌ای را تحمیل کند، از بیانی گزارشی با بهره‌جویی از منطق روایت و ظرفیت‌های گفتاری و ادبی، جذابیت روایت را برای خواننده بر مبنای منطق درونی روایت، ایجاد کند. و در جنبه دیگر نیز برای به تفکر واداشتن خواننده از ارائه جنبه‌های کنکاش‌گرایانه و تحلیلی رویدادها و شناخت پیامدهای عملکردها، غافل نماند.

آریا بانو


هلاکو و همسرش دوقوزخاتون
به نظر شما مهم‌ترین نکته پندآموزانه که تجربه تاریخی ترکان برای روزگار ما می‌تواند داشته باشد، چیست؟
البته همه تجربه‌های تاریخی اگر بر پایه شناخت صحیح و بدور از هر تعصب یا تحریف مورد ارزیابی قرار گیرد می‌تواند برای آیندگان حامل پیام و نکته درس‌آموزانه باشد و این تجربه هم طبعا دستاوردها و نتیجه‌گیری برآمده از این تجربه را داراست. اما اگر در این فرصت بخواهم به یکی از آن‌ها بپردازم که سزاوار است زمانه ما را مخاطب باشد، به‌ نظرم شناخت درست یکی از مهم‌ترین عوامل شکست و فروپاشی حکومت خوارزمشاهی است و آن هم قبیله‌گرایی و نگاه ایلی و خاندانی به جای نگاه عام ملی و در نظر گرفتن مصالح کلی کشور پهناور و متکثری هم‌چون یاران در ابتدای قرن هفتم است. نادیده‌انگاری این گوناگونی و کثرت‌گرایی در تصمیمات و سیاست‌های کلان‌کشور و محدودسازی آن به رویکرد قبیله‌ای اعم از قبیله نژادی یا سیاسی و به تعبیر امروزی خودی و ناخودی سیاسی و نژادی یکی از مهم‌ترین دلایل این فروپاشی است که می‌توان امروز هم از این تجربه تاریخی درس آموخت و پند اندوخت.
آیا زنانی همانند ترکان خاتون در روزگار کنونی هم در سیاست نقش پررنگی دارند؟
همان‌گونه که در پرسش‌های پیشین در مورد جنسیت و تفکیک آن اشاره شد، در روزگار ما در عرصه سیاست گذشته از برخی تفاوت‌های جزئی، زنان و مردان با شرایط تقریبا مشابهی برای نقش‌آفرینی سیاسی روبه‌رو هستند. البته صحنه سیاست‌ورزی در هر دوران اقتضائات خاصی داشته است.


نظرات شما