آریا بانو - خراسان / خجالت یا اضطراب اجتماعی؟ چرا نباید اضطراب اجتماعی کودکان را با خجالت معمولی اشتباه بگیریم و چطور میتوانیم به آنها برای حضور در جمع کمک کنیم؟
نویسنده: سعیده سادات اکبرزاده | کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی
«بچهام خجالتی است، بزرگ شود درست میشود.» این جملهای است که بسیاری از والدین با اطمینان و حتی با لبخند میگویند؛ اما در برخی موارد آنچه «خجالتی بودن» نامیده میشود، نشانهای از اضطراب اجتماعی است؛ اختلالی که اگر به موقع شناخته و درمان نشود، میتواند مسیر تحصیلی، اجتماعی و شغلی فرد را سالها تحت تأثیر قرار دهد.
اضطراب اجتماعی از کجا شروع میشود؟
ویژگی اساسی اختلال اضطراب اجتماعی، ترس چشمگیر و پایدار از رفتار کردن به نحوی خجالتآور یا تمسخرآمیز در موقعیتهای اجتماعی است. برخلاف خجالت ساده که واکنشی گذرا و طبیعی است، اضطراب اجتماعی با نشانههای جسمانی مانند بیقراری، تپش قلب، سرخ شدن صورت، لرزش دست، تهوع یا دلدرد پیش از موقعیتهای اجتماعی همراه است و کودک برای رهایی از این ناراحتی، از آن
موقعیتها اجتناب میکند. کودکی که اضطراب اجتماعی دارد، ممکن است از پاسخ دادن در کلاس، بلندخواندن، غذا خوردن جلوی دیگران، شرکت در بازی گروهی یا حتی رفتن به مهمانی خودداری کند. بعضی کودکان به جای اجتناب، با گریه، پرخاشگری یا چسبیدن به والدین واکنش نشان میدهند؛ رفتارهایی که اغلب به اشتباه «لجبازی» تفسیر میشود. تفاوت را جدی بگیریم. خجالت، یک ویژگی مزاجی است: کودک در موقعیت جدید کمی محتاط است، اما پس از گرم شدن وارد تعامل میشود .
وقتی خانه محل تقویت اضطراب میشود
بخش قابلتوجهی از اضطراب اجتماعی کودکان، محصول خانه است، نه مدرسه. سه الگو آن را میسازد یا تشدید میکند: حمایت افراطی (خودت نرو، من انجام میدهم)، انتقاد و مقایسه (ببین پسر همسایه چقدر اجتماعی است، تو چرا مثل سنگ نشستهای؟) و برچسب زدن ( از بچگی خجالتی بود). هر بار که کودک را از موقعیت اجتماعی دور نگه میداریم تا «اذیت نشود»، در واقع به او یاد میدهیم که موقعیت خطرناک است و او توان مقابله ندارد. اجتناب، کوتاهمدت آرامش میدهد و بلندمدت اضطراب را مزمن میکند. این دقیقاً همان مکانیسمی است که اختلال را از یک واکنش گذرا به یک الگوی ماندگار تبدیل میکند.
راهکارهای عملی برای والدین
۱ برچسب زدن ممنوع| هرگز جلوی کودک نگویید «خجالتیه». به جای آن بگویید: «کمی زمان میخواهد تا گرم شود.» این تغییر کوچک، هویت کودک را عوض میکند.
۲ نردبان مواجهه بسازید| با همکاری کودک خود فهرستی از موقعیتهای اجتماعی از آسان به سخت بنویسید: سلام کردن به فروشنده، سفارش دادن بستنی، پرسیدن آدرس، پاسخ دادن در کلاس. هر هفته یک پله بالا بروید. برای هر تلاش پاداش کوچک بدهید، اما رشوه ندهید.
۳ نقشبازی کنید| پیش از مواجهه با موقعیت اضطرابزا، در خانه تمرین کنید. شما نقش فروشنده را بازی کنید و کودک نقش خودش را. این تمرین، مغز را برای مواجهه آماده میکند و اضطراب را پایین میآورد.
۴ به اجتناب پاداش ندهید| اگر کودک از رفتن به مهمانی امتناع کرد، او را در خانه نگه ندارید تا «آرام شود». بگویید: «میدانم سخته، اما با هم میرویم و اگر خواستی زودتر برمیگردیم.» حضور کوتاه، بهتر از غیبت است.
۵ تلاش را ببینید، نه نتیجه را | «دیدم امروز سلام کردی، این خیلی خوب بود» بهتر از «خب که چی شد؟» است. توصیف دقیق رفتار، اعتماد به نفس میسازد.
۶ خودتان الگوی آرامش باشید| کودک مضطرب، آرامش را از رفتار شما یاد میگیرد، نه از نصیحتهایتان. اگر خودتان در جمع مضطرب هستید، اول برای حل مشکل خودتان کمک بگیرید.
۷ با مدرسه هماهنگ باشید| معلم باید بداند فشار ناگهانی و «روی صحنه بردن» کودک، اضطراب را عمیقتر میکند. از معلم درخواست کنید فرصتهای تدریجی و بدون فشار (مثلاً پاسخ در گروه کوچک) را برای کودکتان فراهم کند.
۸ تحقیر و مقایسه را کنار بگذارید| «ببین پسر همسایه...»! مقایسه، سوخت اضطراب است، نه درمان آن.
۹ زمانبندی داشته باشید| اگر نشانهها بیش از شش ماه ادامه دارد و عملکرد کودک (مدرسه، دوستیابی، خواب) مختل شده است، به روانشناس کودک مراجعه کنید. درمان شناختیـرفتاری خط اول درمان است و در موارد شدیدتر، دارودرمانی تحت نظر روانپزشک انجام میشود.