آریا بانو - ایسنا / محققان در پژوهشی جدید شواهد علمی موجود درباره روشهای آموزشی مبتنی بر شناخت و رفتار را برای ترغیب کودکان و نوجوانان به صرف صبحانه و ترویج تغذیه سالم در مدارس و خانوادهها تحلیل کردند.
تغذیه سالم و اصولی، بهویژه در دورههای حساس و سرنوشتساز کودکی و نوجوانی، یکی از پایههای بنیادین برای حفظ تندرستی عمومی جامعه و تضمینکننده رشد متوازن جسمانی و شکوفایی قوای ذهنی به شمار میرود. در چرخه غذایی روزانه، وعده صبحانه از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، زیرا انرژی لازم برای فعالیتهای روزانه، تمرکز ذهنی، یادگیری کلاسی و بهبود عملکردهای شناختی دانشآموزان را تأمین میکند. مصرف منظم صبحانه نهتنها کیفیت کلی رژیم غذایی و سلامت جسمانی کودکان را ارتقا میدهد، بلکه اثرات مستقیمی بر بهبود نمرات درسی، تقویت سلامت روان و کاهش رفتارهای پرخطر در سنین رشد دارد. با این حال، به دلیل تغییر سبک زندگی شهری، فشارهای روزمره و شکلگیری باورهای نادرست، حذف این وعده کلیدی به یک معضل تغذیهای بسیار شایع در سراسر جهان و همچنین در میان دانشآموزان ایرانی تبدیل شده است.
عوامل متعددی از قبیل پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده، سطح سواد والدین، وضعیت اشتغال مادران، کمبود آگاهی تغذیهای و نگرشهای منفی به صرف صبحانه، در گسترش این پدیده نامطلوب دخالت دارند. از این رو، اجرای برنامههای آموزشی که بتوانند طرز فکر افراد را اصلاح کنند و احساس توانایی شخصی را برای انجام یک رفتار سالم بالا ببرند، ضرورت بالایی دارد. یکی از الگوهای معتبر در این حوزه، نظریه رفتار برنامهریزیشده است که تأکید میکند رفتار انسان از سه عامل مهم سرچشمه میگیرد: «نگرش» یا دیدگاه مثبت و منفی فرد نسبت به فواید یک کار، «هنجارهای انتزاعی یا ذهنی» یعنی فشارهای مثبت و حمایتی از سوی والدین، معلمان و دوستان، و «کنترل رفتاری درکشده» که نشاندهنده میزان احساس آسانی و توانمندی فرد در غلبه بر موانع برای انجام آن رفتار است. با وجود اهمیت فراوان این موضوع، تاکنون بررسی جامع و یکپارچهای که اختصاصاً به اثربخشی این رویکرد آموزشی بر صبحانه کودکان بپردازد انجام نشده بود و انجام چنین مطالعهای ضروری به نظر میرسد.
در همین خصوص، مشرفه چالشگر کردآسیابی از گروه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مازندران به همراه سه نفر از پژوهشگران همدانشگاهی خود، مطالعهای جامع را انجام دادند تا میزان موفقیت آموزشهای مبتنی بر مدل رفتار برنامهریزیشده را در ارتقای مصرف صبحانه و بهبود عادات تغذیهای مرتبط در گروه سنی کودکان و نوجوانان ارزیابی و جمعبندی نمایند.
این پژوهش به شیوه مرور نظاممند اجرا شد؛ روشی که در آن دانشمندان با جستوجوی بسیار گسترده و روشمند در پایگاههای معتبر اطلاعاتی بینالمللی و داخلی شامل پابمد، اسکوپوس، وبآوساینس، گوگلاسکالر و پایگاه جهاد دانشگاهی، کلیه مقالات چاپشده به زبانهای فارسی و انگلیسی را بین سالهای 2000 تا 2025 بررسی کردند. در این غربالگری، مقالاتی که مستقیماً به ارزیابی مداخلات آموزشی مبتنی بر نظریه رفتار برنامهریزیشده برای صبحانه کودکان و نوجوانان پرداخته بودند انتخاب و دادههای آنها استخراج و تحلیل شد.
در این طرحها از روشهای آموزشی چندگانه مانند جلسات گفتوگوی گروهی، نمایش فیلم و کلیپهای آموزشی، توزیع کتابچهها و راهنماها، برپایی کارگاههای اختصاصی برای پدران، مادران و آموزگاران و آموزش شیوههای تصمیمگیری استفاده شده بود. نتایج نشان داد در 10 مطالعه، نگرش مثبت و باور به توانمندی فردی برای صبحانه خوردن به طور چشمگیری افزایش یافته، در 7 مطالعه حمایت اجتماعی و هنجارهای ذهنی تقویت شده، در 11 مطالعه انگیزه و قصد تصمیمگیری بهتر شده و در نهایت در 10 مطالعه، رفتار واقعی مصرف صبحانه در میان دانشآموزان به طرز چشمگیری بهبود یافته است.
بر این اساس، نتیجهگیری شد که به کارگیری «الگوهای آموزش رفتار برنامهریزیشده» ابزاری بسیار کارآمد و موفق در ترویج فرهنگ مصرف صبحانه در میان فرزندان است. این یافتهها روشن میسازند که ایجاد باور مثبت نسبت به صبحانه و تقویت این حس در دانشآموز که خودش میتواند موانع صبحانهخوردن را مدیریت کند، به همراه همراهی صمیمانه والدین، ضامن اصلی موفقیت این برنامهها هستند؛ بنابراین ضرورت دارد الگوهای آموزشی آینده به صورت همزمان بر دانشآموز، کانون خانواده و فضای مدرسه متمرکز شوند.
طبق اطلاعات ارائهشده در این پژوهش که نتایج آن در «فصلنامه تحقیقات سلامت در جامعه» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران منتشر شده است، چارچوبهای آموزش رفتاری، ظرفیت بالایی در پیشبینی رفتارهای سلامتمحور دارند. البته تمرکز بیشتر پژوهشهای موجود بر جامعه ایرانی نشاندهنده توجه ویژه محققان کشور به این چالش بومی است، اگرچه به دلیل تفاوت در روشهای اجرایی در دیگر کشورها، تعمیم دادهها نیازمند احتیاط است. تحلیلها حاکی از آن هشتند که هرچه تعداد جلسات آموزشی و مدت زمان برنامهها طولانیتر باشد، اثرگذاری پایدارتری بر تغییر نگرش و رفتار دانشآموزان حاصل میشود که این موضوع به اصل تناسب اثرگذاری با تکرار آموزش اشاره دارد. همچنین آموزش والدین به عنوان حامیان اصلی کودک، نقشی تعیینکننده در تثبیت این عادات دارد، زیرا اغلب برنامهها فقط بر دانشآموز متمرکز بودهاند و لزوم پیوند دادن مدرسه با خانواده کاملاً احساس میشود.
علاوه بر این، در برخی پژوهشها کاهش مصرف خوراکیها و میانوعدههای ناسالمی نظیر تنقلات و نوشیدنیهای قندی نیز در کنار افزایش مصرف صبحانه دیده شده است که قدرت این آموزشها را در اصلاح چندبعدی شیوه زندگی نشان میدهد. با توجه به تفاوتهای جنسیتی، معمولاً دختران پاسخدهی بهتری در تغییر نگرش نسبت به پسران نشان دادهاند و برای گروههای مختلف سنی باید روشهای اختصاصی مانند فناوریهای نوین آموزشی یا برنامههای خانوادهمحور به کار رود.
پژوهشگران در انتها پیشنهاد نمودهاند که مدارس و مراکز بهداشتی با همکاری کارشناسان تغذیه و آموزگاران، از رسانههای آموزشی و بستههای تعاملی برای توانمندسازی کودکان، جلب حمایت والدین و نهادینهسازی همیشگی وعده صبحانه بهرهگیری نمایند.