آریا بانو - خراسان /از تغییر رفتار و افت انرژی تا ازدسترفتن علاقه به فعالیتهای روزمره؛ چه زمانی باید به جای سرزنش، احتمال افسردگی را جدی بگیریم؟
نویسنده: پرستو عادل صدیق | کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی
ظرفهای نشسته در آشپزخانه، کارهای عقبافتاده یا نوجوانی که تا ظهر از اتاقش بیرون نمیآید؛ این صحنهها در بسیاری از خانهها با یک واکنش تکراری روبهرو میشوند: «چقدر تنبل و بیمسئولیت شدهای! کمی اراده داشته باش و بلند شو!» ما در فرهنگ روزمره عادت کردهایم هرگونه تعلل و کمکاری را با عینک اخلاقی بسنجیم و نامش را «تنبلی» بگذاریم. اما از نگاه روان شناسی، همیشه پای تنپروری در میان نیست. آنچه اطرافیان «بیخیالی» میپندارند، فرسودگی روان و چهره پنهان «افسردگی» است که شناخت و برخوردی کاملاً متفاوت میطلبد.
چهار نشانه کلیدی برای تشخیص درست
برای پرهیز از قضاوت اشتباه در خانواده، باید ظاهر رفتار را کنار بزنیم و این دو وضعیت را با چهار معیار روان شناختی از هم تفکیک کنیم:
۱ «نخواستن» در برابر «نتوانستن»| تنبلی نوعی کمبود انگیزه است؛ یعنی فرد انرژی کافی دارد، اما ترجیح میدهد آن را به جای وظایف دشوار، صرف کارهای راحتتر کند. در مقابل، در افسردگی «مرکز فرماندهی مغز» که مسئول تصمیمگیری و شروع کارهاست، دچار افت شدید میشود. در این حالت، کارهای سادهای مانند دوش گرفتن یا مرتب کردن اتاق، به اندازه جابهجا کردن یک کوه انرژی میبرد؛ پس مسئله «نخواستن» نیست، بلکه یک «فلجِ نامرئی و نتوانستن» است.
۲ هیچچیز لذتبخش نیست| کسی که از روی تنبلی از زیر کار شانه خالی میکند، از اوقات فراغتش لذت میبرد؛ او کارهایش را رها میکند، اما با اشتیاق فیلم میبیند، در فضای مجازی میچرخد و با دوستانش معاشرت میکند. اما افسردگی، توانایی تجربه لذت را از مغز میرباید و فرد حتی نسبت به تفریحات و علایقی که قبلاً برایش شوقانگیز بودند هم کاملاً سرد و بیتفاوت میشود.
۳ استراحت با عذاب وجدان| تنبلی اغلب با بیخیالی یا توجیه همراه است و فرد از استراحتش رضایت دارد. اما بیتحرکی فرد افسرده، پر از «نشخوار فکری» و «خودسرزنشگری» است. همسری که ساعتها بیحرکت روی مبل نشسته، در ظاهر استراحت میکند، اما در ذهنش دادگاهی بیرحم برپاست که مدام او را به خاطر عقب ماندن کارها و شرمندگی از خانواده محاکمه میکند و همین حس گناه، آخرین ذرات انرژیاش را میبلعد.
۴ تغییر رفتار را جدی بگیریم| تنبلی معمولاً یک عادت قدیمی یا مقطعی است. اما اگر عضو خانواده که قبلاً خوشقول و فعال بوده، بیش از دو هفته دچار افت مداوم انرژی شده و این وضعیت با علائمی مثل به هم ریختن خواب، تغییر اشتها، زودرنجی و کاهش تمرکز همراه باشد، زنگ خطر افسردگی به صدا درآمده است.
نقشه راه خانواده
وقتی ریشه رفتار را درست شناختیم، شیوه برخورد ما در خانه نیز به دو مسیر متفاوت تقسیم میشود:
*راهکار برخورد با تنبلی| اگر مطمئن شدید مسئله صرفاً تنبلی و اهمالکاری است، راهحل در «مدیریت رفتاری» است. تقسیم کارهای بزرگ به قدمهای کوچک، تعیین زمانبندی مشخص، در نظر گرفتن پاداشهای انگیزشی، حذف عوامل حواسپرتی مثل تلفن همراه در زمان کار و سپردن مسئولیتهای تدریجی، به فرد کمک میکند تا از چرخه تعلل خارج شود و نظم شخصی خود را بازیابد.
راهکار برخورد با افسردگی| اگر نشانهها حاکی از افسردگی است، نصیحت کردن، مقایسه با دیگران و برچسب «تنبل» زدن، مثل این است که از فردی با پای شکسته بخواهیم در مسابقه دو شرکت کند! این سرزنشها فقط احساس گناه و انزوای او را بیشتر میکند. قدم اول، «توقف قضاوت و ایجاد امنیت روانی» است. جملات سرزنشگر را با عبارات همدلانهای مثل «میبینم این روزها چقدر خستهای، چطور میتوانم کنارت باشم؟» جایگزین کنید. در قدم بعد، توقعات روزمره را موقتاً کم کنید، او را به کارهای بسیار سبک تشویق و در نهایت، با آرامش همراهیاش کنید تا از یک روان شناس کمک بگیرد.
آرامش خانواده در گرو این است که پیش از قضاوتِ ظاهر رفتار، صدای خستگیِ پنهان در پشت آن را بشنویم؛ چراکه تنبلی با برنامهریزی و اصلاح عادتها برطرف میشود، اما افسردگی زخمی بر روح است که تنها با درک بدون قضاوت خانواده و همراهی متخصص روان شناس التیام مییابد.