يکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵
فرهنگی هنری

خانم لیلا حاتمی، زمان پایان رفاقت با حمید آقا است!

خانم لیلا حاتمی، زمان پایان رفاقت با حمید آقا است!
آریا بانو - برترین ها/ نظرات درباره فیلم بت به شدت متناقض است، برخی خیلی دوستش داشتند و برخی اصلا تحملش نکرده‌اند و کسل‌کننده سات، خصوصا یک ساعت ابتدایی فیلم را می‌گویند ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - برترین ها / نظرات درباره فیلم بت به شدت متناقض است، برخی خیلی دوستش داشتند و برخی اصلا تحملش نکرده‌اند و کسل‌کننده سات، خصوصا یک ساعت ابتدایی فیلم را می‌گویند خواب‌‌آور است اینجا اما بیشتر درباره همکاری‌های لیلا حاتمی و حمید نعمت‌الله نوشته‌ایم، همکاری‌ای که فارغ از موفقیت و یا شکست فیلم‌های نعمت‌الله همکاری‌های بدی نبوده، لیلا حاتمی و حمید نعمت‌الله البته به گفته برخی اهالی سینما رفاقتی هم دارند و به هر حال در ادامه یادداشت مجید اسلامی درباره بت را می‌خوانید و مطلبی از روزنامه خراسان که البته ما بخش‌هایی از آن را حذف کرده‌ایم. آن چه که به نظر می‌رسد این که شاید دوران همکاری حاتمی و نعمت‌الله مثل دوران رفاقتشان رو به زوال باشد!
تماشای بت مثل یک کابوس بود
مجید اسلامی، منتقد سینما، در یادداشتی فیلم جدید حمید نعمت‌الله را به باد انتقاد گرفت و درباره فیلم بت نوشت: کابوسی به نام "بت"؛ تجربه‌ی تماشای فیلم تازه‌ی حمید نعمت‌اله به کابوس شبیه است: قصه خیلی دیر شروع می‌شود، فیلم خیلی دیر تمام می‌شود، پس‌زمینه‌ای برای شخصیت‌ها ساخته نمی‌شود و فیلم آدم‌هایش را وامی‌دارد مثل عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی مطابق میل او به شکلی غیرمنطقی شنیع‌ترین رفتار را نسبت به هم اعمال کنند، چرا که می‌خواهد به این نتیجه برسد که این دنیای پول‌پرست ظالم، آدم‌ها را از هویت واقعی‌شان دور کرده. اما جالب این است که لحظه به لحظه‌ی فیلم نشان می‌دهد که سازندگان فیلم هم مثل آدم‌های توی فیلم‌، حاضرند همه‌ی اصول درام‌نویسی، شخصیت‌پردازی و زیبایی‌شناسی بصری را قربانی کنند تا به اهداف‌شان (پول، فروش، جلب توجه، بیان مفاهیم عمیقه) برسند. مثلا سینمای معصوم اجتماعی پیش از انقلاب - "تنگنا" - را بهانه می‌کنند تا به‌شکل متناقضی به دورترین تصویر از آن فضا و روابط و حال و هوا برسند (تعصب و دلبستگی خاصی به فیلم‌هایی نظیر "تنگنا" ندارم، ولی ارجاع به "تنگنا" یک‌جور آدرس غلط است، فیلم با آثار ایرج قادری نسبت بهتری برقرار می‌کند تا امیر نادری). درواقع موجودیت خود فیلم برای اثبات ایده تماتیکش قانع‌کننده‌تر از ماجراهایش است. نه بیداری طولانی‌ مدت قهرمان فیلم قابل باور است، نه رفتار شنیع آدم‌های دیگر. دنیایی می‌بینیم که نه با روابط پیچیده‌ و متناقض ایران امروز نسبتی دارد، نه حتی با جنس دفرمه بودن آدم‌ها در این زمانه. آری جهان بیرون کابوس‌وار هست، ولی این باعث نمی‌شود هر تصویر کابوس‌واری را باور کنیم.
مسیر حمید نعمت‌اله، بعد از سریال درخشان و قدرندیده‌ی "وضعیت سفید" هم خودش به کابوس شبیه است: "آرایش غلیظ"، "رگ خواب"، "شعله‌ور"، "قاتل و وحشی" و "بت"، قدم به قدم او را از رویکردی هیجان‌انگیز و غافلگیرکننده در فیلم‌سازی، به سوی سینمایی پر از کلیشه‌های ژانرهای پیش‌پاافتاده پیش برد. حالا دیگر این تصویر سینمایی همان‌قدر دفرمه و معیوب است که شخصیت‌های فیلم "بت"."بت" را در گنبد کاووس در سالنی کاملا خالی دیدم. موقعیت من در آن سالن بدون تماشاگر در حال تماشای فیلم همان‌قدر کابوس‌وار بود که خود فیلم.
لیلا حاتمی مثل همیشه نقش را جدی گرفته و کم‌وبیش در ارائه‌ی نقش‌اش موفق است، ولی "بی‌خوابی طولانی" این چیزی نیست که فیلم نشان می‌دهد. کافی‌ست فقط بیست‌وچهار ساعت بیدار بمانید تا بفهمید چه می‌گویم.

آریا بانو


روزنامه خراسان هم در مطلبی همکاری‌های مشترک نعمت‌الله و لیلا حاتمی را مرور کرده است:
بی‌پولی؛ شیرین و همچنان تماشایی
جشنواره فیلم فجر معمولاً چندان روی خوشی به سینمای کمدی نشان نمی‌دهد؛ چه رسد به این که به یک فیلم کمدی جایزه مهمی هم بدهد. با این حال، «بی‌پولی» حمید نعمت‌ا... نه تنها در جشنواره بیست و هفتم فجر حضور پیدا کرد، بلکه سیمرغ بلورین بهترین فیلم نامه را نیز به دست آورد. لیلا حاتمی در این فیلم در کنار بهرام رادان، نقش یکی از دو شخصیت اصلی قصه را ایفا می‌کند. او زنی ساده‌دل، مهربان و تا حدی معصوم است که در مواجهه با مشکلات زندگی مشترک، موقعیت‌های کمیک متعددی می‌سازد و این جا از قالب نقش‌های جدی که بیشتر با آن‌ها شناخته می‌شود، فاصله می‌گیرد و توانایی خود را در بازی کمدی به رخ می‌کشد. او در شرایطی که بازیگران مرد باتجربه‌ای مانند بهرام رادان، سیامک انصاری، امیر جعفری و حبیب رضایی در فیلم حضور دارند، به خوبی از پس نقش برمی‌آید و زیر سایه همبازیانش قرار نمی‌گیرد. شخصیت او نیز به یکی از اجزای ماندگار فیلم تبدیل شده؛ هرچند ممکن است برخی از طرفداران «بی‌پولی» بیشتر مجذوب موقعیت‌های کمدی و بازی بازیگران دیگر شده باشند. حاتمی در این تجربه نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، توانایی حضور موفق در یک کمدی پرمخاطب را هم دارد. «بی‌پولی» در نهایت نخستین سیمرغ بازیگری لیلا حاتمی را برایش به همراه آورد و در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، او را به جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن رساند تا همکاری‌اش با نعمت‌ا...، از همان ابتدا با موفقیتی مهم همراه شود.

آریا بانو


رگ خواب؛ زنی که غرق عاطفه‌اش شد
اگر «بی‌پولی» فرصتی برای نمایش توانایی‌های کمدی حاتمی بود، «رگ خواب» را باید یکی از مهم‌ترین میدان‌های نمایش ظرفیت‌های دراماتیک او دانست. این فیلم را می‌توان در شمار یکی از ۱۰ فیلم عاشقانه سینمای پس از انقلاب قرار داد که تمام بار عاطفی و روایی خود را بر دوش شخصیت اصلی‌اش گذاشته. در «رگ خواب»، بازی او را می‌توان به سه فصل متفاوت تقسیم کرد. در فصل نخست، با زنی مستقل و تنها روبه رویم که گرچه در ظاهر تلاش می‌کند محکم و بی‌نیاز به نظر برسد، اما آسیب‌پذیری زیرپوستی دارد و حاتمی این شکنندگی پنهان را با جزئیات ظریفی به تصویر می‌کشد. در فصل دوم، زن وارد دوره شیفتگی می‌شود. او عاشق شده، زندگی مشترکی را تجربه می‌کند و در خوش‌بینی و رویاهایش غرق است. بازی حاتمی در این بخش سرشار از شور و سرزندگی است و با لبخندها، رفتارها و حتی تغییرات لحن خود نشان می‌دهد که چگونه در فضای یک عشق تازه، از وضعیت قبلی فاصله گرفته. بخش سوم اما چیزی جز نقطه مقابل این سرخوشی نیست. زن با چهره دیگری از مرد محبوبش مواجه می‌شود و ناگهان از رویای شیرین خود روی زمینی سفت می‌افتد. حاتمی در این بخش، فروپاشی تدریجی شخصیت را به شکلی باورپذیر اجرا می‌کند؛ زنی که دیگر آن اعتمادبه‌نفس و شادابی گذشته را ندارد و با رهاشدگی و شکست عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کند. هنر بازیگر در «رگ خواب» آن است که این سه وضعیت کاملاً متفاوت را در قالب یک شخصیت واحد، پیوسته و باورپذیر ارائه می‌دهد. تماشاگر در تمام این مسیر با او همراه می‌شود و تغییراتش را به مثابه سیر طبیعی یک تجربه عاطفی پیگیری می‌کند. «رگ خواب» توجه تماشاگران، منتقدان و سینماگران را برانگیخت و دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را برای حاتمی در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر به ارمغان آورد.

آریا بانو


یک همکاری دیده نشده در «قاتل و وحشی»
پیش از «بت» اما سومین همکاری حمید نعمت‌ا... و لیلا حاتمی فیلم «قاتل و وحشی» محصول ۱۳۹۸ است. این فیلم که سرنوشت متفاوتی نسبت به دیگر تجربیات آن‌ها پیدا کرده و به علت توقیف، هنوز فرصت نمایش عمومی نیافته و چشم‌انداز روشنی هم برای رفع توقیف آن نیست، جز چند نمایش محدود و خصوصی، در دسترس عموم قرار نگرفته و همین مسئله قضاوت درباره آن را دشوار می‌کند. از آن جا که نگارنده نیز فیلم را ندیده، طبیعتاً نمی‌تواند درباره کیفیت نهایی اثر یا جایگاه آن در کارنامه این دو هنرمند داوری کند، اما روایت کسانی که فرصت تماشای فیلم را داشته‌اند، عمدتاً حاکی از رضایت از آن است؛ خصوصاً بازی لیلا حاتمی و شهرام حقیقت‌دوست که مورد تحسین جدی قرار گرفته.

آریا بانو


پ
-->


نظرات شما