آریا بانو - به گزارش خبرفوری ، این دو، هرچند از هم جدا بودند، هر دو نشاندهنده تمایل و تلاش جامعه آن روزگار برای هماهنگی با دنیای جدید یا حفظ سنتهای کهن بودهاند. این دوگانگی، تصویر جذابی از جامعه عصر قاجار به دست میدهد.
در عرصه هنر و سیاست، دوران قاجار عصر «تقلیدِ» سطحی از فرهنگ غرب بود. شاهان قاجار، به ویژه ناصرالدین شاه، سفرهای متعددی به اروپا داشتند و شیفته تجملات، صنایع و هنر غرب شده بودند. این شیفتگی به یک تقلیدِ ظاهری و گاه بیمایه دامن زد؛ برای مثال، هنرمندان درباری مانند نقاشان، سعی کردند سبک رئالیسم اروپایی را تقلید کنند، اما اغلب این تقلید به «گرتهبرداری» سطحی و تلفیقی غیراصیل از سنت ایرانی و سبکهای غربی انجامید. این تقلیدِ صرف، نه تنها به بومیسازی هنر غرب کمکی نکرد، بلکه به تدریج به تضعیف اسلوبهای اصیل ایرانی انجامید.

در سوی دیگر، در شهر ساری، گروهی از بازیگران نمایش با نقابهای «دیو» دیده میشدند. تصاویری از این نمایشها که حدود ۱۳۰ سال پیش ثبت شده، نشاندهنده تداوم یک آیین کهن و مردمی است. در اینجا «تقلید» معنای دیگری دارد. بازیگران با تقلید از چهرهی دیوها در اسطورهها، به نمایشهایی آیینی و شاد جان میبخشیدند. این تقلید، نه از روی ناتوانی یا سطحینگری، بلکه در راستای حفظ سنت و انتقال فرهنگ کهن به نسلهای بعد بود و ریشه در باورها و آیینهای مردم ایران داشت.