چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
خانه داری

دغدغه هایی که نوجوان با آن درگیر است

دغدغه هایی که نوجوان با آن درگیر است
آریا بانو - نی نی سایت/ اگر این روزها حس می‌کنید فرزند دلبندتان که تا دیروز کنار دستتان می‌نشست و از اتفاقات مدرسه با ذوق تعریف می‌کرد، ناگهان تبدیل به یک غریبه شده که درِ ...
  بزرگنمايي:

آریا بانو - نی نی سایت / اگر این روزها حس می‌کنید فرزند دلبندتان که تا دیروز کنار دستتان می‌نشست و از اتفاقات مدرسه با ذوق تعریف می‌کرد، ناگهان تبدیل به یک غریبه شده که درِ اتاقش را می‌بندد، زود از کوره در می‌رود یا ساعت‌ها جلوی آینه می‌ایستد، باید بگوییم: شما تنها نیستید!
ورود به دوران نوجوانی برای خیلی از ما پدر و مادرها مثل قدم گذاشتن به یک سرزمین ناشناخته است. از قدیم هم فیلسوف‌ها و روانشناس‌ها نظریات جالبی درباره این سن داشته‌اند؛ مثلاً ارسطو نوجوان‌ها را «پرشور و آتشی‌مزاج» می‌دانست و «استانلی هال»، پدر مطالعه علمی نوجوانی، این دوران را «دوره طوفان و تنش شدید» و در عین حال دوران شکوفایی توانایی‌های فوق‌العاده جسمی، عقلی و عاطفی توصیف کرده است.
اما واقعاً چرا نوجوان ما این‌قدر به هم می‌ریزد؟ توی ذهن و جسم او چه اتفاقی در حال رخ دادن است که ما گاهی از درکش عاجز می‌شویم؟ در این مطلب می‌خواهیم خیلی خودمانی و در عین حال علمی، ۱۰ موضوع و چالش اصلی که هر نوجوانی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند را با هم مرور کنیم تا بتوانیم در این روزهای طوفانی، پناهگاه امن فرزندانمان باشیم.
۱. بیدار شدن غول چراغ جادو: رشد جنسی و آغاز بلوغ
اولین و شاید بنیادی‌ترین اتفاقی که در این سن می‌افتد، شروع بلوغ جنسی است. کودکی که تا دیروز در مرحله آرامش بود، ناگهان با فوران هورمون‌های جنسی روبه‌رو می‌شود. این هورمون‌ها فقط جسم او را تغییر نمی‌دهند، بلکه روح و روان و رفتارش را هم زیر و رو می‌کنند.
نکته مهمی که ما والدین باید بدانیم این است که بلوغ زودرس یا دیررس می‌تواند استرس زیادی به بچه وارد کند. مثلاً تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا نشان داده پسرهایی که دیرتر به بلوغ می‌رسند، معمولاً مضطرب‌تر و بی‌قرارترند و برای جلب توجه میان دوستانشان تقلا می‌کنند. از طرف دیگر، بیدار شدن تمایلات جنسی یک اتفاق کاملاً طبیعی اما گیج‌کننده برای نوجوان است که ذهن او را به شدت درگیر می‌کند.
۲. این بدنِ غریبه مال کیه؟ (تغییرات سریع بدنی)
حتماً دیده‌اید که نوجوانتان یک‌دفعه قد می‌کشد، طوری که شلوارهای پارسالش به پایش کوتاه می‌شود! به قول «جیمز تانر» پزشک کودکان: «شلوار پسرها حداقل یک سال زودتر از کتشان برایشان تنگ می‌شود!»
در دوران نوجوانی، سرعت رشد اعضای بدن با هم هماهنگ نیست؛ مثلاً دست و پاها زودتر از تنه رشد می‌کنند. همین عدم تناسب موقتی باعث می‌شود نوجوان حس بدی به ظاهرش پیدا کند، دست‌وپا چلفتی به نظر برسد و مدام نگران تغییرات چهره، جوش‌های صورت و وزن خود باشد.
۳. یک دقیقه خنده، یک دقیقه گریه! (نوسانات خلقی)
یکی از گلایه‌های همیشگی مادرها در نی‌نی‌سایت این است: «بچه‌م اصلاً معلوم نیست چشه! یه بار میگم بریم مهمونی از خوشحالی بال درمیاره، دفعه بعد سر همون مهمونی قشقرق به پا می‌کنه که من نمیام!»
این رفتارها لج‌بازی با شما نیست؛ مقصر اصلی همان تغییرات هورمونی است. نوسان خلق‌وخو در نوجوانی به اوج خودش می‌رسد. نوجوان نسبت به دوران کودکی فوق‌العاده حساس‌تر و تحریک‌پذیرتر می‌شود و واکنش‌هایش به یک موضوع واحد، در روزهای مختلف کاملاً متفاوت است.
۴. دوراهیِ بزرگ: هم دلم آغوش مامان رو می‌خواد، هم می‌خوام مستقل باشم!
نوجوان در یک کشمکش دائمی بین «وابستگی به خانواده» و «استقلال شخصی» گیر کرده است. از یک طرف دلش می‌خواهد برای خودش تصمیم بگیرد و قوانین خانه را زیر سوال ببرد، و از طرف دیگر هنوز به حمایت عاطفی و مالی شما نیاز دارد.
اینکه نوجوان شروع به نقد کردن باورها و قوانین شما می‌کند، بخشی از فرآیند بزرگ شدن اوست. اگر ما در این دوره بیش از حد سخت‌گیر و مستبد باشیم، یا برعکس، کاملاً رهایش کنیم و بی‌تفاوت باشیم، گذشتن از این پل برایش خیلی سخت و پرخطر می‌شود.
۵. رفیق‌بازی و فشار گروه همسالان
قبول کردنش برای ما والدین کمی سخت است، اما در این سن، حرف «دوستان» برای نوجوان وزن بسیار زیادی پیدا می‌کند. گروه همسالان منبع اصلی او برای انتخاب لباس، مدل حرف زدن و رفتار کردن می‌شود.
حالا تصور کنید نوجوان در چه فشار روانی عجیبی قرار می‌گیرد وقتی خواسته‌های دوستانش با ارزش‌ها و قوانین پدر و مادرش در تضاد باشد! او مدام بین دوراهیِ «تأیید شدن توسط رفقا» و «رضایت خانواده» در حال کلنجار رفتن است.
۶. استرس آینده؛ چه رشته‌ای؟ چه شغلی؟
درست در همان روزهایی که نوجوان درگیر طوفان‌های درونی است، سیستم آموزشی و اطرافیان هم مدام از او می‌پرسند: «می‌خواهی چه رشته‌ای بروی؟»، «برنامه‌ات برای کنکور و شغل آینده‌ات چیست؟»
تفاوت بین علاقه واقعی خودش، آرزوهای پدر و مادر، چشم‌وهم‌چشمی با هم‌کلاسی‌ها و ترس از اینکه نکند انتخاب اشتباهی بکند، بار سنگینی از استرس و تنش را روی شانه‌های نوجوان می‌گذارد.
۷. همه دارن منو نگاه می‌کنن! (تماشاگران خیالی)
روانشناس‌ها برای نوجوان‌ها از اصطلاح جالبی به اسم «مخاطبان خیالی» استفاده می‌کنند. نوجوان واقعاً تصور می‌کند که تمام دنیا مثل یک دوربین فیلم‌برداری زوم کرده‌اند روی او و تک‌تک رفتارها، لباس پوشیدن و حتی فکرهایش را زیر نظر دارند!
به همین خاطر است که «چگونه به نظر آمدن» برایش تبدیل به یک وسواس می‌شود؛ اگر یک لکه کوچک روی لباسش باشد یا موهایش خوب حالت نگیرد، حس می‌کند آبرویش جلوی کل دنیا رفته است. او تمام تلاشش را می‌کند تا طوری رفتار کند که مقبول و پسندیده جمع باشد.
۸. من توی جامعه چه نقشی دارم؟ (اجتماعی شدن)
تا دیروز همه با او مثل یک بچه رفتار می‌کردند، اما ناگهان انتظارات اطرافیان عوض می‌شود: «تو دیگه بزرگ شدی!». بیرون آمدن از پوسته‌ی کودکی و پذیرفتن مسئولیت‌های جدید اجتماعی اصلاً کار ساده‌ای نیست. علاوه بر این، برای نوجوان خیلی مهم است که در جمع‌های دوستانه و اجتماعی فقط یک عضو ساده نباشد، بلکه جایگاه، احترام و نقش مؤثری داشته باشد.
۹. تغییر نگاه به جنس مخالف
تا پیش از نوجوانی، دخترها و پسرهای فامیل یا همسایه صرفاً هم‌بازی‌های دوران کودکی بودند؛ اما با شروع بلوغ، جنس مخالف معنای کاملاً متفاوتی پیدا می‌کند. کنجکاوی درباره جنس مخالف، فکر کردن به او و تمایل به تجربه کردن روابط عاطفی، یکی از طبیعی‌ترین و در عین حال پرچالش‌ترین دغدغه‌های ذهنی نوجوانان در این سال‌هاست که نیاز به هدایت آگاهانه و بدون سرزنش والدین دارد.
۱۰. بحران هویت؛ به راستی «من کیستم؟»
و اما مهم‌ترین چالش که تمام موارد بالا به آن ختم می‌شود: بحران هویت. تغییرات درونی و بیرونی آن‌قدر سریع اتفاق می‌افتند که نوجوان گاهی با خودش هم غریبه می‌شود. او برای اینکه به یک آرامش و ثبات برسد، باید بتواند جواب سوال‌های بزرگی را توی ذهنش پیدا کند:
من واقعاً کی هستم؟
چطور باید زندگی کنم و به چه ارزش‌هایی پایبند باشم؟
چه شغلی مناسب من است؟
جایگاه من بین مردم کجاست و در آینده چه جور خانواده‌ای تشکیل خواهم داد؟
حرف آخر با پدر و مادرهای عزیز
وقتی دفعه بعد نوجوانتان درِ اتاقش را محکم بست، جلوی آینه ساعت‌ها وقت گذراند یا سر یک موضوع کوچک با شما بحث کرد، به این ۱۰ مورد فکر کنید. او قصد آزار دادن شما را ندارد؛ او مسافرِ کشتی‌ای است که وسط یک دریای طوفانی افتاده و خودش هم از این همه تغییر گیج و ترسیده است.
در این دوران، فرزند ما بیش از هر چیز به شنیده شدن بدون قضاوت، صبوری، احترام به حریم شخصی و آغوشی که همیشه به رویش باز است نیاز دارد.


نظرات شما